گنجور

شمارهٔ ۱۷۷

 
حکیم سبزواری
حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات
 

مپند ار او نهان و تو عیانی

تو در سبحات سبحانی نهانی

چو تو باشی نه برخورد اراز اوئی

چو او باشد تو کی اندر میانی

گمان بگذار و بر نور یقین پیچ

که بیشک او یقین و تو گمانی

توئی هستی نما و اوست هستی

سرابی او چو آب زندگانی

نه تنها معنی جسم است و صورت

بود معنی ارواح و معانی

هر آئینه ز حق اسمی نماید

تو اسما جملگی را ترجمانی

بیا آیینهها گم کن در اسماء

تو هم گم شو مهین اسمی بمانی

وزین پس نفی اسما و صفاتست

در این دریا همه گشتند فانی

نماند نی عبارت نی اشارات

نه اسراری بماند نی بیانی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

فال حافظ