گنجور

شمارهٔ ۱۴۱

 
حکیم سبزواری
حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات
 

آنکه شیران را کشیدی در شطن

وانکه پیلان را نشاندی در عطن

وانکه جاکردی بفرق فرقدین

بلکه بالاتر ز فرقد یا پرن

نی همین اقلیم ظاهر راشه است

هست میر ما ظهر مع ما بطن

نی همین مهرجهان را صورت است

ملک معنی را بود پرتوفکن

خاتم الملک سمی الخاتم

قلبه مرآت ذات ذی المنن

الذی خیر القرون قرنه

قرن ذی القرنین و الویس قرن

شاهدان کاورده تاریخ جلوس

عهده خیر قرون کلک من

چون نهد در رزمگه پاخصم را

در بنای هستی افتد بومهن

در خراسان یک شرر قهرش کنند

مرغزاران هری شد مرغزن

چارمین شاه است از قاجار کو

علت غائی بود زان چار تن

شد چهل سال و نگفت اسرار مدح

لیک حسن شه بود پیمان شکن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

گنجور رومیزی