صبح است و صبا مشکفشان میگذرد
دریاب که از کوی فلان میگذرد
برخیز چه خسبی که جهان میگذرد
بویی بستان که کاروان میگذرد
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
صبح است و صبا مشکفشان میگذرد
دریاب که از کوی فلان میگذرد
برخیز چه خسبی که جهان میگذرد
بویی بستان که کاروان میگذرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، صبح است و نسیم خوشبو در حال وزیدن است و به سمت و سویی خاص میرود. شاعر از مخاطب میخواهد که بیدار شود، زیرا زندگی در حال گذر است و همچنین از عطر و زیباییهای بهشت بوی خوشی هم به مشام میرسد که نشاندهنده عبور کاروانی از کنار آن است. این ابیات به اهمیت استفاده از لحظات زندگی و لذت بردن از زیباییهای آن اشاره دارند.
هوش مصنوعی: صبح است و نسیم خوشبو در حال وزیدن است، توجه کن که این نسیم از کوچهای خاص میگذرد.
هوش مصنوعی: بیدار شو و آرامش را کنار بگذار، زیرا جهان همواره در حال تغییر و گذر است. از لحظات لذت ببر و بهرهبرداری کن، چرا که مانند کاروانی که در حال عبور است، زمان نیز از دست میرود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هان ای دل خسته کاروان میگذرد
بیدار شو آخر که جهان میگذرد
آن شد که دمی در همه عمرت خوش بود
باقی همه بر امید آن میگذرد
عمری که به یاد این و آن می گذرد
گویی باد است در خزان می گذرد
برمی گذری تو از جهان چون شب و روز
می پنداری که این جهان می گذرد
بیدار شو ای دل که جهان میگذرد
وین مایهٔ عمر رایگان میگذرد
در منزل تن مخسب و غافل منشین
کز منزل عمر کاروان میگذرد
فکری که بر آن طبع روان میگذرد
شرحش ز معانی و بیان میگذرد
شعر تو چرا نازک و شیرین نبود
آخر نه بدان لب و دهان میگذرد
هر چیز که از کون و مکان میگذرد
از توست که آن یکان یکان میگذرد
گر نیست وجود سد انسان ز چه رو
از خویش گذشته، از جهان میگذرد؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.