گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

هان ای دل خسته کاروان می‌گذرد

بیدار شو آخر که جهان می‌گذرد

آن شد که دمی در همه عمرت خوش بود

باقی همه بر امید آن می‌گذرد

اوحدالدین کرمانی

عمری که به یاد این و آن می گذرد

گویی باد است در خزان می گذرد

برمی گذری تو از جهان چون شب و روز

می پنداری که این جهان می گذرد

مولانا

بیدار شو ای دل که جهان می‌گذرد

وین مایهٔ عمر رایگان می‌گذرد

در منزل تن مخسب و غافل منشین

کز منزل عمر کاروان می‌گذرد

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
عبید زاکانی

فکری که بر آن طبع روان می‌گذرد

شرحش ز معانی و بیان می‌گذرد

شعر تو چرا نازک و شیرین نبود

آخر نه بدان لب و دهان می‌گذرد

قدسی مشهدی

هر چیز که از کون و مکان می‌گذرد

از توست که آن یکان یکان می‌گذرد

گر نیست وجود سد انسان ز چه رو

از خویش گذشته، از جهان می‌گذرد؟

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه