آفتاب روی تو تابان شد از ذرات کون
می نماید پرتو حسن تو از مرآت کون
پیش ازآن کاندر جهان این مصحف و اوراق بود
در کتاب حسن تو مکتوب شد آیات کون
عالم از نور تجلی مینماید هست نیست
حیرت عقلست در حسن رخت حالات کون
فارغم از فکر غایات و بدایات جهان
در صفای روی تو دیدم همه غایات کون
در تجلی جهان سوز جمال روی دوست
غرق دریای فنا گشته صفات و ذات کون
عاقبت از پرتو خورشید روی نوربخش
نور مطاق شد اسیری ظلمت ذرات کون
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و نورانیت وجود معشوق پرداخته و ارتباط عمیق میان عشق و هستی را به تصویر میکشد. شاعر اشاره میکند که زیبایی و حسن معشوقش، نور و پرتوهایی از عالم وجود را روشن کرده است. وی از کتابی سخن میگوید که در آن آیات هستی نوشته شده و همه چیز از نور معشوق ناشی میشود. همچنین، حیرت عقل در فهم جمال معشوق و همچنین غفلت از ابتدا و انتهای عالم در سایهٔ زیبایی او بیان شده است. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که نور معشوق، اسیر تاریکیهای عالم مادی است و در این نور، تمامی هستی به فنا میرود.
هوش مصنوعی: خورشید چهره تو روشن و تابناک شده است و زیبایی تو از هر ذرهای در جهان نمایان میشود.
هوش مصنوعی: قبل از آنکه در جهان این کتاب و ورقها وجود داشته باشد، آیات وجود در کتاب زیبایی تو نوشته شده است.
هوش مصنوعی: جهان از درخشش نور نمودار است و وجود و عدم در زیبایی چهرهات، حیرت عقل را به همراه دارد. حالات کائنات تحت تأثیر توست.
هوش مصنوعی: از فکر انتهاها و آغازهای جهان رها شدم و در زیبایی چهرهات همهچیز را دیدم.
هوش مصنوعی: درخشندگی و زیبایی چهره محبوب باعث شده که صفات و ذات جهان در آتش فنا غرق شوند.
هوش مصنوعی: در نهایت، بر اثر تابش نور خورشید، اسیر تاریکیهای عالم هستی شدم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.