من درون درد درمان یافتم
در حجاب کفر ایمان یافتم
سالها رفتم براه جست و جو
تا فراق و وصل یکسان یافتم
در نقاب جمله ذرات کون
حسن او پیدا و پنهان یافتم
آنکه بیرون از دل و جان جستمش
عاقبت هم در دل و جان یافتم
هرچه دارد نقش هستی در جهان
در لباس جمله جانان یافتم
تاکه گشتم محو مطلق در فنا
در سلوک راه پایان یافتم
در بدر گردیدم و جستم خبر
زین گدائی بوی سلطان یافتم
حق به نقش ما و تو دارد ظهور
مظهر واجب چو امکان یافتم
من اسیری در بقا بعدالفنا
مظهر کل بحر عمان یافتم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به سفر روحانی و جستجوی معنایی عمیق اشاره دارد. شاعر در ابتدا از درد و رنج سخن میگوید که در آن درمانی یافته است. او از کفر به ایمان رسیده و پس از سالها جستجو، متوجه میشود که فراق و وصل در حقیقت یکساناند. در مییابد که در هر ذره از وجود، زیبایی خداوند نهفته است و آنچه که در خارج از دل و جانش جستجو کرده، در خود او نیز موجود است. او به این شناخت میرسد که همه چیز در این جهان بازتابی از معشوق واقعی است و در این راه، خود را محو و فانی در مطلق مییابد. در نهایت، شاعر به حقیقت میرسد که او در بقا پس از فنا وجود دارد و وجودش مظهری از حقیقت بزرگتر است.
هوش مصنوعی: من از طریق درد و رنج به درمان رسیدم و در دل حجاب کفر، به ایمان دست یافتم.
هوش مصنوعی: سالها در جستوجو و تلاش بودم تا اینکه متوجه شدم فاصله و نزدیکی به یک اندازه است.
هوش مصنوعی: در همه اجزای هستی، زیبایی او آشکار و نهان است.
هوش مصنوعی: آن کسی که در ابتدا از دل و جانم دور بود و به دنبالش گشتم، در نهایت در خود دل و جانم پیدا شد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در جهان وجود دارد و جلوهگر است، در قالب و شکل محبوبم پیدا کردهام.
هوش مصنوعی: پس از تجربههای فراوان و سیر در ابهام و نیستی، به نقطهای رسیدم که مسیر نهایی را پیدا کردم.
هوش مصنوعی: در دشت و بیابان سرگردان شدم و دنبال خبری از این نوع زندگی فقیرانه بودم که بوی سلطنت را حس کردم.
هوش مصنوعی: خداوند در نقوش ما و تو ظهور دارد، چون وقتی امکان پیدا کردم، مظهر وجود او هستم.
هوش مصنوعی: من در دنیای جاودانگی پس از مرگ، نمونهای از همهی عظمتهای دریا را پیدا کردم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آنچه من در عشق جانان یافتم
کمترین چیزها جان یافتم
چون به پیدایی بدیدم روی دوست
صد هزاران راز پنهان یافتم
چون به مردم هم ز خویش و هم ز خلق
[...]
یک جهان جانی خوش ارزان یافتم
زخم دیگر زن که چندان یافتم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.