هنوز هست جهان را به نیست مأوابود
که جانم از می عشق تو مست و شیدا بود
ببزم وصل چو ساقی شراب عشقم داد
کمینه جرعه جانم هزار دریا بود
چو دیده باز گشادم جمال رخسارت
چو آفتاب ز ذرات کون پیدا بود
دمی که حسن تو پیدا نبود از عالم
جهان در آینه روی تو هویدا بود
اگر چه مظهر حسن تو گشته جمله جهان
ولی جمال تو پیدا بصورت ما بود
به ملک لم یزلی پیشتر ز کون و مکان
چه عیش ها که ز وصلت مرا مهیا بود
چو مست شوق جمال تو بود جان و دلم
ز طعنه های رقیبان مرا چه پروا بود
چه التفات بگفتار منکران لقا
مرا که دیده جانم بدوست بینا بود
ازآنکه جان اسیری سعادتی دارد
همیشه دولت وصل تواش تمنا بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق عمیق و شیداییاش نسبت به محبوب سخن میگوید. او به زیبایی و جذابیت محبوب اشاره میکند و بیان میکند که حتی زمانی که عشق او در جهان ناپیدا بود، وجود محبوب در دل و جان او آشکار بود. شاعر همچنین به لذت وصل و شوق به جمال محبوب اشاره کرده و میگوید که از طعنهها و خردهگیریهای دیگران بیخبر است، چرا که عشق او چنان قوی است که تمام دنیای او را پر کرده است. او در نهایت بیان میکند که همواره آرزوی وصل محبوب را در دل دارد.
هوش مصنوعی: هنوز چیزهایی در دنیا وجود دارد که به نابودی نمیرسند، اما من در عشق تو چنان سرمست و شیدا هستم که شاید هیچ چیز دیگر برایم اهمیت نداشته باشد.
هوش مصنوعی: من در جشن وصل با ساقی، شراب عشق را نوشیدم؛ این جرعهای که به من داده شد، جانم را به اندازه هزار دریا غنی میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که چشمم را باز کردم و به زیبایی صورت تو نگریستم، همچون آفتاب، وجودت در هر ذره از هستی نمایان شد.
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی تو در جهان نمایان نبود، باز هم در آینه، تصویر تو به وضوح دیده میشد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه زیبایی تو در تمام جهان نمایان است، اما زیبایی واقعی تو در وجود ما قابل مشاهده است.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه هستی و مکان به وجود بیایند، در ملک جاودانی چه لذتی بود که برای من از اتحاد با تو آماده شده بود.
هوش مصنوعی: زمانی که جان و دل من به خاطر شوق زیبایی تو مست و سرمست است، دیگر به سخنان طعنهآمیز و انتقادات رقیبان چه اهمیتی میدهم؟
هوش مصنوعی: منکران دیدار تو توجهی به صحبتهای من ندارند، اما جان من از محبت تو آگاه و بینا است.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه روح اسیر، همیشه آرزوی وصل تو را دارد و این وصل برای او خوشبختی به ارمغان میآورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسی که مونس و غمخوار و همدم ما بود
مدام سنگ و نی و چوب سخت اعدا بود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.