صورت یاربخواب امد و در گوشم گفت
که بخفتن نتوان در معانی را سفت
خیز اندر پی مطلوب درآ از سر درد
در طلب روز مخور شب همه شب نیز مخفت
نقش اغیار برون کن ز درون دل خود
تا که با یار همیشه بودت گفت و شنفت
عاقبت دیده جان باز کند بررخ دوست
هر دلی کو بغم و درد مدام آمد جفت
جان و دل ساز فدا گر هوس دیدارست
زانکه اینجا بکسی رو ننمایند بمفت
توئی تست حجاب تو اگر رفت توئی
یار بینی که عیانست ز پیدا و نهفت
رودر آئینه دل گفت نماییم دگر
زین سخن جان اسیری چو گل تازه شکفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بیتها، شاعر به معانی عمیق عشق و خودشناسی اشاره میکند. او به "یار" اشاره دارد که موجب بیداری و آگاهی در دلها میشود. او از دیگران میخواهد که خود را از درد و غم رها کنند و به دنبال حقیقت و وصال محبوب بروند. شاعر تأکید میکند که درون دل، حجابها و موانع باید کنار زده شوند تا عشق و زیبایی واقعی دیده شود. در نهایت، او بر اهمیت دیدار با محبوب و عشق به زندگی تأکید میکند و به تحول روحی و احساسی ناشی از این وصال اشاره میکند.
هوش مصنوعی: شکلی زیبا از معشوق آمد و در گوشم زمزمه کرد که نمیتوان در عمق معانی خوابید و آنها را به دقت فهمید.
هوش مصنوعی: بیدار شو و برای دستیابی به آرزوهایت تلاش کن. از درد و رنج نترس و شب را برای جستجوی هدف خود بیخواب بگذران.
هوش مصنوعی: برای اینکه همیشه با محبوب خود ارتباط داشته باشی، باید از تأثیرات و افکار دیگران در دل خود دوری کنی.
هوش مصنوعی: در نهایت، هر که دلش همواره آکنده از غم و درد باشد، روزی چشمان جانش به چهره دوست روشن خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر جان و دلات فدای دیدار معشوقی است، بدان که اینجا کسی را به رایگان نخواهند دید.
هوش مصنوعی: اگر حجاب تو برداشته شود، تو یاری را خواهی دید که وجودش آشکار و پنهان نیست.
هوش مصنوعی: دل در آینه به خود گفت که دیگر از این حرفها نزنیم و جان اسیر ما مانند گلی تازه باز شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.