ای ز خورشید جمالت گشته روشن کاینات
وی ز مهر ماه رویت چرخ و انجم بی ثبات
سبعه سیاره سرگردان ز شوق روی تو
برامید بوی وصلت آرمیده ثابتات
ابر فیضت گر نمی بارید برملک عدم
کی دمیدی سبزه و گل در زمین ممکنات
آفتاب ذات تابان شد ز ذرات جهان
این کسی داند که بیند ذات را عین صفات
هرکه روی تو ز مرآت جهان بیند عیان
گشت یکسان در شهودش کعبه و لات و منات
چون مسیحای لب تو دم دمد در مرده ها
در نفس هریک برون آرد سر از جیب حیات
چون اسیری پرتو خورشید روی نوربخش
هر که بیند یابد از قید من و مائی نجات
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و تأثیر عمیق وجود محبوب میپردازد. شاعر میگوید که جمال محبوب مانند خورشید کائنات را روشن کرده و زیبایی او باعث حرکت و شوق سیارات شده است. اگر باران فیض او نمیبارید، زندگی و زیبایی در زمین ممکنات وجود نداشت.
شاعر اشاره میکند که آفتاب ذات او از ذرات جهان میدرخشد و کسانی که به زیبایی او نظر میکنند، همه چیز برایشان مساوی میشود. همچنین، میگوید که لبهای محبوب مانند مسیحا جان جدیدی به مردگان میدهد و کسی که نور او را میبیند، از قید تعلقات دنیوی رهایی مییابد.
هوش مصنوعی: ای تو که زیباییات روشنایی بخش جهان است، و به خاطر چهرهات، اطرافیان و ستارگان در نوسان و بیقرارند.
هوش مصنوعی: هفت سیاره به خاطر شوق روی تو به گردش در آمدهاند و بوی وصالت در فضا جریان دارد، مثل اینکه آرامش و ثباتی که در وجود توست را در خود حس میکنند.
هوش مصنوعی: اگر ابر رحمت تو نمیبارید، زمین ممکنات چگونه میتوانست سبزه و گل برویاند؟
هوش مصنوعی: خورشید وجود از ذرات جهان روشن و درخشان میشود و تنها کسی میتواند ماهیت واقعی را درک کند که بتواند صفات آن را به عینه ببیند.
هوش مصنوعی: هر کسی که زیباییهای تو را در آینه جهان ببیند، برایش فرقی نمیکند که کعبه یا بتهای لات و منات را مشاهده کند؛ همه آنها به یک شکل در نظرش میآید.
هوش مصنوعی: زمانی که لبانت مانند مسیح در دمیدنهای اولیه خود، جان تازهای به مردگان میبخشد و هر یک از آنها با دریافت نفس حیات، دوباره به زندگی برمیخیزند.
هوش مصنوعی: کسی که مانند اسیر زیر نور خورشید قرار گیرد، میتواند از زندان و قید و بند رهایی یابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای که هفت اقلیم و چار ارکان عالم را به علم
همچو هفت آبا تو دربایی و چون چار امهات
هفت ماه آمد که از بهر تقاضای صلت
کردهام بر درگهت چون دولت و دانش ثبات
بارها در طبعم آمد کان چو گوهر شعرها
[...]
آخر ای خاک خراسان داد یزدانت نجات
از بلای غیرت خاک ره گرگانج و کات
در فراق خدمت گرد همایون موکبی
کاندر نعل از هلالست اسب را میخ از نبات
موکب صدر جهان پشت هدی روی ظفر
[...]
صدر عالی اوحدالدین دام انعامه که هست
چاکر خاک جنابش چشمه آب حیات
بر رخ این رقعه شکل نیلگون یعنی زمین
داده رای او وزیر آسمان را شاه مات
خصمش از رشگ دوات و کلک گوهر بار او
[...]
ای خرد را خاک درگاه تو اکسیر نجات
خوانده حق برخطه عالم تو را اقضی القضات
در دبیرستان عزم و حزم تو تشبیه طبع
باد را تعلیم سیر و کوه را درس ثبات
نیست بی طغرای تو، نافذ قضا را یک مثال
[...]
ای باستحقاق خورشید سپهر معجزات
هم امامت را پناهی هم امامی را نجات
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.