ای نهان خورشید ذات تو در ابر کاینات
گشت ذرات جهان پیدا ز انوار صفات
مهر ذاتت بی جهات و کیف و کم باشد ولی
ز انبساط نور او شد روشن اطراف و جهات
ممکن از جود وجود واجب آمد در وجود
فیض عامش گشت شامل بر جمیع ممکنات
چون جهان، حسن رخت را هست مظهر از چه رو
نیست یکسان، کفر و ایمان، کعبه و لات و منات
مابدام زلف تو در بند مشکل مانده ایم
ای فروغ نور رویت حل جمله مشکلات
بی جمال تو دو عالم بود دایم در ممات
ز آب حیوان لب لعلت جهان را شد حیات
شد اسیری واله حسن تو از روی بتان
ای جمال نوربخش تو عیان از کاینات
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی وجود الهی و نورانی است که از ذات خداوند متجلی میشود. شاعر بیان میکند که ذات خداوند در کائنات پنهان است و صفات او در ذرات جهان زنده و نمایان میشوند. عشق و نور خداوند بدون قید و شرط بوده و به همهی موجودات میرسد. شاعر به تضادهای ایمان و کفر اشاره میکند و بیان میدارد که بدون زیبایی و نور الهی، جهان در مرگ و خاموشی است. در نهایت، شاعر از جاذبه و زیباییهای الهی سخن میگوید که زندگی را در جهان بخشیده و انسانها را از وابستگیهای مادی رها میسازد.
هوش مصنوعی: ای خورشید وجود تو که در ابرهای آفرینش پنهانی، ذرات جهان به واسطه نور ویژگیهایت آشکار شدهاند.
هوش مصنوعی: دوستی و محبت تو فراتر از ویژگیها و کمیتهاست، اما نور و درخشش تو باعث روشن شدن اطراف و زوایا میشود.
هوش مصنوعی: ممکن است از خیر و بخشش وجود واجب، فیض و نعمتای به وجود بیاید که شامل همه موجودات ممکن شود.
هوش مصنوعی: دنیا زیبایی چهرهات را به نمایش گذاشته، اما چرا ایمان و کفر، کعبه و بتهای لات و منات، هیچگاه مشابه نیستند؟
هوش مصنوعی: ما به خاطر زلفهای تو در معضل و مشکل ماندهایم، ای نور روشنی بخش چهرهات، تمام مشکلات را حل کن.
هوش مصنوعی: بدون زیبایی تو، هر دو جهان همیشه در مرگ و خاموشی به سر میبرند. اما با وجود لبهای سرخ تو، حیات به این جهان بازگشته است.
هوش مصنوعی: با زیباییهای شما، دل به اسیری سپردهام و از چهرهی زیبای شما، نور و روشنی بر جهان نمایان شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای که هفت اقلیم و چار ارکان عالم را به علم
همچو هفت آبا تو دربایی و چون چار امهات
هفت ماه آمد که از بهر تقاضای صلت
کردهام بر درگهت چون دولت و دانش ثبات
بارها در طبعم آمد کان چو گوهر شعرها
[...]
آخر ای خاک خراسان داد یزدانت نجات
از بلای غیرت خاک ره گرگانج و کات
در فراق خدمت گرد همایون موکبی
کاندر نعل از هلالست اسب را میخ از نبات
موکب صدر جهان پشت هدی روی ظفر
[...]
صدر عالی اوحدالدین دام انعامه که هست
چاکر خاک جنابش چشمه آب حیات
بر رخ این رقعه شکل نیلگون یعنی زمین
داده رای او وزیر آسمان را شاه مات
خصمش از رشگ دوات و کلک گوهر بار او
[...]
ای خرد را خاک درگاه تو اکسیر نجات
خوانده حق برخطه عالم تو را اقضی القضات
در دبیرستان عزم و حزم تو تشبیه طبع
باد را تعلیم سیر و کوه را درس ثبات
نیست بی طغرای تو، نافذ قضا را یک مثال
[...]
ای باستحقاق خورشید سپهر معجزات
هم امامت را پناهی هم امامی را نجات
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.