گر نسیم سحر از کوی تو آرد خبرم
چون گل از شوق بتن پیرهن جان بدرم
شب هجران تو بیدارم و حیران و خموش
گوش بر ناله مرغان بامید سحرم
در شب هجر تو جانم بلب آید تا صبح
بسکه از دیده بدامن شده خون جگرم
هرکس از جور عدو شکوه بیاری آرد
من شکایت ز تو ایدوست به پیش که برم
گفته بودی که بدیدار تو آیم روزی
ترسم آنروز بیائی که نباشد اثرم
گله میکرد ز آشفتگی موی تو دل
دید ایمه که من از موی تو آشفته ترم
بسکه در دل هوس لاله رویت کردم
لاله ها روید از این خاک چو من درگذرم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.