گر دیده نبودی، بدلم آه نبودی
پیکان ترا، در دل من راه نبودی
از دیده نمیریخت، مرا اینهمه کوکب
گر زانکه دلم، خسته آنماه نبودی
گر چون سر زلف تو، سیه بودم و مشکین
دستم ز بنا گوش تو کوتاه نبودی
هرگز نرسیدی بتو، داد من مسکین
پیک من اگر، باد سحرگاه نبودی
ایکاش! که میمردم از اندوه فراقت
آنروز که از حال من آگاه نبودی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.