بجام عشق، اگر خنده شرابی نیست
جهان و اینهمه شوکت، بجز سرابی نیست
اگر نه اشک محبت، به چهره ای ریزد
بهیچ روی، درین روزگار آبی نیست
اگر ز سینه دریا دلان، نخیزد آه
برای خنده گل، گریه سحابی نیست
صافی عشق نگهدار، چون بر آب بقا
بقای ما و تو، جز خنده حبابی نیست
چو بوالحسن بصفای درون بمان جاوید
که عمر کوته ما جز خیال و خوابی نیست
صبا چو میگذری برفراز تربت او
بگو: اگر چه دگر مهلت جوابی نیست
کجا شدی؟ زبر ما، که محفل ما را
بسان شمع جمال تو آفتابی نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.