گنجور

 
علی اشتری

کو؟ بلبل شوریده دل خوش سخن ما

کو؟ آنکه از او بود صفای چمن ما

کو؟ نغمه سرائی که به آواز حزینش

با خلق بگفتی، سخن از سوختن ما

افسوس! که آن شعله سوزنده، فرو مرد

زان پیش که سوزد شررش جان و تن ما

بر چهره نداریم بجز دود تحسر

زان شمع که بد روشن از او انجمن ما

از اشک بپرسید جراحات درون را

کاین خون جگر، شرح تواند محن ما

این غم به که گوئیم؟ که با داغ رفیعی

در سینه ما، لخته خون شد سخن ما

 
 
نسکبان اندروید