از دل گذشت، یک سخن امروز بر لبم
چون دل بسوخت، از همه جا بیخبر لبم
سوز دلم ز گفته فزونتر بود، ولی
از دل خبر نداشت، از این بیشتر لبم
یا مهر بر لبم چو صراحی، شب فراق
یا اینکه دمبدم، لب جام است بر لبم
چون شب دلم گرفت، تو چون صبح برفروز
شاید بخنده باز شود، چون سحر لبم
کامم ز شرح غصه فرهاد گشته تلخ
شیرین شود ز قصه شیرین مگر لبم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.