گنجور

 
علی اشتری

بار دیگر در برم، ایشاه خوبان آمدی

با نگاهی گرمتر، از برق سوزان آمدی

قطره شوقت بچشم و خنده مهرت بلب

تا چه پیش آمد، که پیش ما بدینسان آمدی

ناز کردی، جور کردی، از برم رفتی بقهر

الفتت نازم، که از نازت پشیمان آمدی

همچو رویایم بچشم دل، نشستی سالها

لاجرم چون اشک از چشمم بدامان آمدی

خوش رسیدی همچو جام می،بمخموران شب

چون نسیم گل، بمهجور گلستان آمدی

روشنی بر چشم بر ره مانده ام دادی، حبیب

همچو بوی پیرهن، بر پیر کنعان آمدی

 
 
نسکبان اندروید