گمراه عقل و دین شدم ساقی ره میخانه کو؟
جامی که در آن بنگرم رخساره جانانه کو؟
بانگ نماز زاهدم، آزرده دارم دمبدم
مستان شهرآشوب را یک نعره مستانه کو؟
شیخ است و آن فرزانگی حور بهشتی بایدش
مائیم و این دیوانگی، ساقی لب پیمانه کو؟
گیج است زین گردش سرم تا خورد سازد پیکرم
این آسیای چرخ را، در چرخها دندانه کو؟
ما در میان داستان، وز خمر حیرت سرگران
ای قصه پرداز جهان آغاز این افسانه کو؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.