چو ده روز رفتند ره کم و بیش
جزیری دگر خرم آمد به پیش
ز هر گوشه صد میل بیشه به هم
چه رمح و چه صندل چه عود و بقم
همه مردمش پاک برنا و پیر
به دیده چو خون و به چهره چو قیر
سَرِ بینی هر یک انداخته
بسفته درو حلقها ساخته
دل ِ پهلوان گشت از آن بد گمان
ز ملاح پرسید هم در زمان
که این بد بدیشان چه بدخواه کرد
کشان سفت بینی و کوتاه کرد
اگر تافتند این بزرگان ز راه
ز خردانش باری چه آمد گناه
بخندید ملاح و گفت از نخست
چنین آمد آیین ایشان دُرست
به فرزند ازین گونه مادر کند
کش آرایش زر و زیور کند
همان هفته بُرّد که جان آیدش
بسنبد به گوهر بیارایدش
ازین گر ترا جای بخشایشست
به نزدیک ایشان از آرایشست
شنیدم ز دانای فرهنگ دوست
که زی هر کس آیین شهرش نکوست
بگشت آن همه کوه و بیشه سپاه
شگفتی بسی بُد به هر جایگاه
چه از کان ارزیز وز سیم و زر
چه ز الماس وز گونه گونه گهر
پراکنده سیماب در هر مغاک
چه در بوته بگداخته سیم پاک
بد از کهربا زرد گوهر در آب
درخشنده چون در سپهر آفتاب
هم از جوز هندی فراوان درخت
جهان کرده پر بانگشان باد سخت
که بر شاخشان مرد اگر صدهزار
شدندی نبودی یکی آشکار
از آن بوم و بر هر چشان رای بود
ببردند و رفتند از آن جای زود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، گروهی به سفری میروند و پس از ده روز، به جزیرهای خرم و سرسبز میرسند. در این جزیره، پر از درختان و گیاهان معطر است و مردم آنجا چهرههایی تیره و به خونشناسی چشم دارند. یکی از پهلوانان از ملّاح دربارهی حال و احوال این مردم سؤال میکند و او توضیح میدهد که این وضعیت به خاطر سنتهای دیرین آنهاست. سپس انسانی دانا میگوید که هر قوم و ملتی آداب و رسوم خاص خود را دارد. در این جزیره، ثروتهای فراوانی مانند طلا، نقره و گوهرهای گرانبها وجود دارد، ولی به خاطر جنگلهای متراکم و انبوه، ملاقات با مردم آنجا دشوار است. در نهایت، آنها از آنجا سریعاً خارج میشوند.
هوش مصنوعی: بعد از گذشت ده روز، در مسیر سفر، جزیرهای دیگر خوش آب و رنگ نمایان شد.
هوش مصنوعی: از هر گوشه، صداهایی از جنگل به گوش میرسد، چه از چوبهای خوشبو مثل صندل و عود، و چه از گیاهان جلگهای.
هوش مصنوعی: تمامی افرادش به لحاظ روحی پاک هستند، چه جوان و چه پیر، اما از نظر ظاهری چهرهای زشت و تاریک دارند، مانند خون و قیر.
هوش مصنوعی: در بالای بینی هر یک دکمهای وجود دارد که حلقههایی در آن ساخته شده است.
هوش مصنوعی: پهلوان از نگرانی و بدگمانی دلش آشفته شده بود، به همین خاطر در آن لحظه از ملوان سوال کرد.
هوش مصنوعی: بدیبدها چه کاری کردند که آنها را به زحمت انداخت و کم کردند.
هوش مصنوعی: اگر این بزرگان از راه خود منحرف شدند، دیگر چه گناهی بر گردن خردمندان است؟
هوش مصنوعی: ملوان لبخند زد و گفت، از ابتدا چنین بود که این کارها به طور صحیح انجام میشد.
هوش مصنوعی: مادر برای فرزند خود با زیبایی و زرق و برق از طلا و جواهرات به خوشاندامی و زیبایی اهمیت میدهد.
هوش مصنوعی: همان هفتهای که روحش به آرامش میرسد، با جواهرها او را تزیین میکنند.
هوش مصنوعی: اگر در دل خود نیکوکاری و محبت داری، باید به دیگران و به ویژه کسانی که نزد تو محبوباند، محبت و عفو نشان دهی.
هوش مصنوعی: شنیدم که یک فرد آگاه و فرهنگدوست میگوید: هر کسی باید به آداب و رسوم شهر خود احترام بگذارد.
هوش مصنوعی: آن همه کوه و جنگل تبدیل به سپاه شده بود و در هر نقطه شگفتیهای زیادی دیده میشد.
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی از هر چیزی که از ارزش و طلا و جواهرات باشد، بالاتر و با ارزشتر است.
هوش مصنوعی: در هر چالهای، نقرهای درخشان دیده میشود، چه در کورهای که فلز در حال ذوب است.
هوش مصنوعی: بد از کهربا زرد، یعنی سنگی از کهربا که رنگ زرد دارد، در آب درخشنده و زیباست، همانطور که خورشید در آسمان میدرخشد.
هوش مصنوعی: درختانی که در جهان از جوز هندی پرورش یافتهاند، با صدای بلندی در برابر باد شدید سرود زندگی سر میدهند.
هوش مصنوعی: اگر چه بر شاخ درختان مردان زیادی وجود داشته باشند، اما هیچکدام از آنها به وضوح نمایان نیستند.
هوش مصنوعی: از آن دیار هر که نظری انداخت، رفت و آنجا را زود ترک کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.