سَرِ هفته ز آن جا گرفتند راه
رسیدند زی خوش یکی جایگاه
جزیری که هفتاد فرسنگ بیش
پر از خیزران بود و پر گاومیش
از آن گاومیشان همه دشت و غار
فکندند ایرانیان بی شمار
بجز هندوان هر که خورد از سپاه
که خوردنش هندو شمارد گناه
گِرَد ماده را مادر و نر پدر
از آن کاین دهد شیر و آن کشت و بر
بَرِ دامن آن کُه اندر نهیب
یکی دشت دیدند سر در نشیب
همه خاک او نرم چون توتیا
برو مردمی رُسته همچون گیا
سر و روی و موی و تن و پا و دست
چو اندام ما هم بر اینسان که هست
همه چیزشان بد نبدشان توان
چه باشد تن مردم بی روان
هم از آن گیاهای با بوی و رنگ
شناسنده خوانده ورا استرنگ
از آن هر که کندی فتادی ز پای
چو ایشان شدی بی روان هم به جای
به گاوان از آن چند کندند و برد
مرآن گاو کان کند بر جای مرد
از آن پس ز نیشکر و خیزران
ببردند و شد بار کشتی گران
براندند دلشاد سه روز باز
چهارم رسیدند جایی فراز
کهی پُر دهار و شکسته دره
دهارش همه کان زر یکسره
بسی پشه هر سو به پرواز بود
که هر پشه ای مهتر از باز بود
بسان سنان نیشتر داشتند
همی بر کژآکند بگذاشتند
ز لشکر به زخم سَرِ نیشتر
بکشتند سی مرد را بیشتر
همان مورچه بُد مِه از گوسپند
که در مرد جستی چو شیر نژند
نخستی ز سختی تنش خشت و تیر
فکندند از آن چند هر گرد گیر
ازو بر پی هر که بشتافتند
نشیمنش را کان زر یافتند
همه زر او چون گیا شاخ شاخ
چه بر شخ برسته چه بر سنگلاخ
پراکنده در غار و که هر کسی
به کشتی کشیدند از آن زر بسی
ز بهر شگفتی همیدون به بند
ببردند از آن مور و زآن پشه چند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در آغاز هفته، گروهی به یک جزیره خوش آب و هوا رسیدند که هفتاد فرسنگ دورتر بود و پر از خیزران و گاومیش. ایرانیان، از ترس هندیها، بسیاری از گاومیشها را در دشت و غار رها کردند. در این جزیره، مردمی را دیدند که شبیه به خودشان بودند. آنها با بوی خوش از گیاهان شناخته میشدند و اگر کسی به زمین میافتاد، مانند آنها بیجان میشد.
ایرانیان گاوهایی را که شبیه به انسان بودند گرفتند و بارهای سنگینی از نیشکر و خیزران برداشتند. پس از سه روز راهپیمایی، به منطقهای رسیدند که پر از طلا بود و پشههایی بزرگ که هر یک از آنها میتوانستند خطرناک باشند، مدام در حال پرواز بودند. به خاطر زخمهایی که از نیش آنها برداشتند، چند نفر از سربازان کشته شدند.
درنهایت، آنها از غارها طلاهایی جمعآوری کردند که به وفور وجود داشت و حتی به اندازه گیاهان پراکنده شده بود. این طلاها آنچنان شگفتانگیز بودند که آنها تصمیم گرفتند از این مکان بینظیر و منابع باارزش به مقر خود برگردند.
هوش مصنوعی: در ابتدای هفته، از آن مکان راهی گرفتند و به جایی خوش و مناسب رسیدند.
هوش مصنوعی: جزیرهای که هفتاد فرسنگ وسعت داشت، پر از گیاهان خیزران و گاومیشها بود.
هوش مصنوعی: ایرانیان بی شمار، تمام دشتها و غارها را پر کردند با گاومیشانی که از آنها به وجود آوردهاند.
هوش مصنوعی: به جز افرادی که هندی هستند، هر کسی که از سپاه دشمن بخورد، میتوان خوردن او را گناه تلقی کرد.
هوش مصنوعی: اگر ماده حیوان بچهای داشته باشد، پدرش نیز وجود دارد و از ترکیب این دو، شیر و کشته به وجود میآید.
هوش مصنوعی: در دامان کوه، دشت وسیعی دیده میشود که سر آن به پایین متمایل است.
هوش مصنوعی: تمام خاک او نرم و لطیف است مانند صیقل خوردهها، پس مردمی را خواهی یافت که به زیبایی و نرمی گیاهان رشد کردهاند.
هوش مصنوعی: ظاهر و زیبایی ما شامل چهره، مو، بدن، پا و دست، به شکلی است که دقیقاً همانگونه که هستیم، باید مورد قبول و ارزیابی قرار گیرد.
هوش مصنوعی: اگر همه چیز آنها خوب باشد، دیگران چه قدرتی خواهند داشت وقتی که روح مردم از بین رفته باشد؟
هوش مصنوعی: این گیاهان به خاطر بوی خوش و رنگهای زیبا قابل شناسایی هستند و از بستر طبیعی خود برداشت شدهاند.
هوش مصنوعی: هر که در خطر بیفتد و از پا درآید، اگر هم مانند آنها باشد، بیروح و بیجانی در همان مکان خواهد ماند.
هوش مصنوعی: به تعدادی گاو از آنها گرانبها دادند و بردند، چون آن گاوی که ارزشش از دیگران بیشتر بود، در جای خود ایستاده باقی ماند.
هوش مصنوعی: از آن زمان به بعد، نیشکر و خیزران را برداشتند و این مواد به بار سنگین کشتی تبدیل شد.
هوش مصنوعی: سه روز شادی و خوشحالی را از دست دادند، اما در روز چهارم به مکانی بلند و زیبا رسیدند.
هوش مصنوعی: هرگز با ظاهری که شکسته و خسته به نظر میرسد، نباید قضاوت کرد، زیرا در دل آن ممکن است گنجینههایی از ارزش و زیبایی نهفته باشد.
هوش مصنوعی: بسیاری از پشهها در حال پرواز بودند و به نظر میرسید که هر یک از آنها بزرگتر و مهمتر از باز هستند.
هوش مصنوعی: آنها مانند سنان (نیزه یا تیر) بر کجرفتاریها حمله میکردند و با این رویکرد، رهایشان کردند.
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، با زخم نیشتر، سی مرد را از لشکر به قتل رساندند.
هوش مصنوعی: همان مورچهای که از گوساله مشغول به کار بود، در وجودش، قدرتی شبیه به شیر دیده میشود. این جمله نشاندهندهی این است که حتی کوچکترین و به ظاهر ضعیفترین موجودات نیز میتوانند قدرت و توانمندیهای فوقالعادهای در دل خود داشته باشند.
هوش مصنوعی: در ابتدا، از سختیها و مشکلاتی که برای او پیش آمد، او را مانند خشت و تیر مورد آزار قرار دادند و در نتیجه، او به شدت تحت فشار و آسیب قرار گرفت.
هوش مصنوعی: هر که به او نزدیک شد، موفق به یافتن مکانی از طلا و ارزشمند شد، پس به دنبال او رفتند و به تلاش پرداختند.
هوش مصنوعی: تمام زر و طلایی که او دارد، مانند گیاهانی است که به هر سمتی رشد میکنند، چه بر روی زمین نرم و حاصلخیز و چه بر روی سنگهای سخت.
هوش مصنوعی: هر کسی به شکلی از موقعیت و داراییهایش بهرهبرداری میکند و با سرمایهگذاری یا تلاشهایش، به دستاوردهای بیشتری دست مییابد.
هوش مصنوعی: برای ایجاد شگفتی، آن مورچه و پشههای زیادی را به دام انداختند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.