گنجور

شمارهٔ ۴ - نکنم اگر چاره

 
عارف قزوینی
عارف قزوینی » تصنیفها
 

نکنم اگر چاره دل هر جائی را

نتوانم و تن ندهم رسوائی را

نرود مرا از سر سودایت بیرون

اگرش بکوبی تو سر سودائی را

همه شب من اختر شمرم، کی گردد صبح

مه من چه دانی، تو غم تنهائی را

چه خوش است اگر دیده رخ دلبر بیند

نبود جز این فایده ای بینائی را

چه قیامت است این که تو در قامت داری

بنگر به دنبالت عجب غوغائی را

به چمن بکن جلوه که تا سرو آموزد

ز قد تو ای سرو روان رعنائی را

نه چو وامقی همچون من گیتی دیده است

نه نشان دهد چرخ چو تو عذرائی را

همه جا غم عشق تو رفت و باز آمد

چو ندید خوش تر ز دلم مأوایی را

تو جهان پر از شهد سخن کردی عارف

ز تو طوطی آموخته شکر خائی را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۲۶۰ » (افشاری) (۰۱:۱۶ - ۰۶:۲۶) نوازندگان: ارکستر گل‌هاترانه سرا: عارف قزوینی خواننده ترانه: الهه آهنگساز: عارف قزوینی تنظیم آهنگ: خالقی، روح‌الله مطلع شعر ترانه: نکنم اگر چاره دلِ هرجایی را (نکنم اگر چاره دل)

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ولیمو نوشته:

استاد شجریان بهمراه نی موسوی بطور خصوصی خوانده اند که کیفیت نوار خوب نیست

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام