گنجور

 
عارف قزوینی
 

بنا به‌ گفتهٔ عارف قزوینی در دیوانش، چه شورها در استانبول و پس از «معلوم شدن خیالات ترک‌ها نسبت به آذربایجان» تصنیف شده است (اواخر سال ۱۳۳۶ ه.ق).

چه شورها که من به پا، ز شاهناز می کنم

در شکایت از جهان، به شاه باز می کنم

جهان پر از غم دل از (جهان پر از غم دل از) زبان ساز می کنم (می کنم)

ز من مپرس چونی، دلی چو کاسۀ خونی

ز اشک پرس که افشا نمود راز درونی

نمود راز درونی، نمود راز درونی، نمود راز درونی

اگر چه جا ازین سفر، بدون دردسر

اگر به در برم من، به شه خبر برم من

چه پرده های نیرنگ ز شان، به بارگاه شه درم من (ز شان به بارگاه شه درم من)

حکومت موقتی چه کرد به که نشنوی

گشوده شد در سرای جم به روی اجنبی

به باد رفت خاک و کاخ (به باد رفت خاک و کاخ) و بارگاه خسروی (کاخ خسروی)

سکون ز بیستون شد، چو قصر کن فیکون شد

صدای شیون شیرین، به چرخ بوقلمون شد

(به چرخ بوقلمون شد، به چرخ بوقلمون شد، به چرخ بوقلمون شد)

شه زنان، به سرزنان و موکنان

به گریه گفت: کو سران ایران، دلاوران ایران؟

چه شد که یک نفرمرد، نماند از بهادران ایران (نماند از بهادران ایران)

کجاست کیقباد و جم، خجسته اردشیر کو؟

شهان تاج بخش و خسروان باجگیر کو؟

کجاست گیو پهلوان (کجاست گیو پهلوان)

و رستم دلیر کو (رستم دلیر کو)؟

ز ترک این عجب نیست، چه اهل نام و نسب نیست

قدم به خانۀ کیخسرو، این ز شرط ادب نیست (این ز شرط ادب نیست)

(این ز شرط ادب نیست)

ز آه و تف، اگر چه کف، زنی چون دف، بزن به سر، که این چه بازی است؟

که دور ترک بازی است

برای ترک سازی عجب زمینه سازی است(عجب زمینه سازی است)

زبان ترک از برای از قفا کشدن است

صلاح پای این زبان ز ممکلت بریدن است

دو اسبه با زبان فارسی (دو اسبه با زبان فارسی)

از ارس پریدن است (خدا جهیدن است)

نسیم صبحدم خیز، بگو به مردم تبریز

که نیست خلوت زرتشت، جای صحبت چنگیز (جای صحبت چنگیز)

زبانتان شد از میان، به گوشه ای نهان

سیاه پوش و خاموش، ز ماتم سیاووش

گر از نژاد اوئید، نکرد باید این دو را فراموش (نکرد باید این دو را فراموش)

مگو سران فرقه، جمعی ارقه، مشتی حقه باز

وکیل و شیخ و مفتی، مدرس است و اهل آز

بدین سیاست آب رفته (بدین سیاست آب رفته)

کی شود به جوی باز (خدا به جوی باز)

ز حربۀ تدین خراب مملکت از بن

نشسته مجلس شوری به ختم مرگ تمدن (به ختم مرگ تمدن) (به ختم مرگ تمدن)

چه زین بتر ز بام و در به هر گذر

گرفته سر به سر خریت، زمام اکثریت

گر این بود مساوات

دوباره زنده باد بربریت (دوباره زنده باد بربریت)

به غیر باده زادۀ حلال کسی نشان نداند

از این حرام زادگان یکی خوش امتحان ندارد

«رسول زاده» ری به ترک (رسول زاده، ری به ترک)

از چه رایگان نداد (رایگان نداد)

گذاشت و بهره برداشت هر آنچه هیزم تر داشت

به جز زیان ثمر از این «اجاق ترک» چه برداشت ؟

با خود این چه ثمر داشت (با خود این چه ثمر داشت)

به غیر اشک و دود، هر آنچه هست و بود

یا نبود بی اثر ماند، ز سود ها ضرر ماند

برای آنچه باقی است، ببین هزار ها خطر ماند (ببین هزار ها خطر ماند)

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید
حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

omid در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۸ نوشته:

اقبال آذر نیز این تصنیف را اجرا کردند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نوشاد در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۶ نوشته:

اجرای نسبتاً کاملی از این تصنیف توسط مهدی امامی در آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی، روایت فرید خردمند» به سرپرستی اجرای امیر شریفی انجام شده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پیمان در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۳ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۰ نوشته:

سلام.ببخشید اگه کسی از دوستان از مقصود عارف از گفتن این شعر و داستانی که پشتش هست اطلاعاتی داره بی زحمت بنویسه برامون.متشکرم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
احمد لماس در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۷ نوشته:

از قرار گویا در ابتدای کار تاسیس کشور ترکیه توسط کمال پاشا عده ای از به اصطلاح روشنفکران آن دیار در خصوص تعریف و تمجید از کشور تازه تاسیس خود کار را به تخریب و تحقیر همسایگان کهن از جمله ایران بسط داده بودند و گویا شخصی به نام سلیمان نظیف از آن میان از دیگران در وقاحت سبقت جسته و دائم در کار توهین و تخفیف ملت و کشور ایران به انحای گوناگون جد و جهدی غریب داشته که روشنفکران ایرانی چند تنی در پاسخگویی به خزعبلات او مطالبی بیان میکردند و این شعر عارف نیز یکی از آن پاسخهاست که او مطرح کرده !

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسین در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۶ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۵ نوشته:

اجرای اصلی این تصنیف توسط مرحوم استاد اقبال آذر انجام گرفته .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۲ سال قبل، چهار شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۸ نوشته:

بیت دوم این طور هم اجرا شده:
ز من مپرس که چونی دلی نشسته به خونی ....
بیت سوم:اگر "که جان "از این سفر بدون درد سر....
با تشکر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محی الدین در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۸ نوشته:

یکی از بهترین اجراهای این تصنیف در مجموعه یادواره برومند ساخته استاد محمدرضا لطفی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید محسن در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۲ نوشته:

زبان ترک برای از قفا کشیدنصلاح پای این زبان ز مملکت بریدن است---
وکیل و شیخ و مفتی و مدرس است اهل آز----
درست است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.