گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
انوری ابیوردی
 

میر یوسف سخن دراز مکش

وقت می‌بین چگونه کوتاهست

گرچه مستغنیم از این سوگند

حق تعالی گواه و آگاهست

کین چنین جود اگر بحق گویی

نه سزاوار آن چنان جاهست

راه آن هیچ گونه می‌نروی

کین جوان مرد بر سر راهست

تا نگویی که اینت طالب سیم

کهربا نیز جاذب کاهست

احتیاج ضرورتی مشمار

اینک اشتباه را به اشتباهست

گر تویی یوسف زمانه چرا

دل من ز انتظار در چاهست

ور منم معطی سخن ز چه روی

به عطا نام تو در افواهست

زانچنان بیتها که کس را نیست

کز پی پنچ دانگ پنجاهست

حاش لله مباد یعنی هجو

راستی جای حاش لله است

دوش بیتی دو می‌تراشیدم

خردم گفت خیز بی‌گاهست

این یک امشب مکن به قول هوا

کیست کورا هوا نکو خواهست

بو که فردا وگرنه با این عزم

تا به فردای حشر زین ماهست

هان و هان بیش از این نمی‌گویم

شیر در خشم و رشته یکتاهست

روز طوفان و باد حزم نکوست

خاصه آنرا که خانه خرگاهست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.