گنجور

 
انوری ابیوردی
 

هر آنگه که چون من نیایم نخوانی

چنان باشد ایدون که آیم برانی

نخوانی مرا چون نخوانی کسی را

که مدح تو خواند چو او را بخوانی

کرا همسر خویش چون من گزینی

کرا همبر خویش چون من نشانی

ندیمی مرا زیبد از بهر آن را

که آداب آن نیک دانم تو دانی

اگر نامه باید نوشتن نویسم

به کلک و بنان دیبهٔ خسروانی

وگر شعر خواهی که گویم بگویم

هم از گفتهٔ خود هم از باستانی

وگر نرد و شطرنج خواهی ببازم

حریفانه سحر حلال از روانی

وگر هزل خواهی سبک روح باشم

نباشد ز من بر تو بیم گرانی

ز مطرب غزل آرزو در نخواهم

نگویم فلانی دگر یا همانی

نه چشمم چراگه کند روی ساقی

نه گوشم بدزدد حدیث نهانی

معربد نباشم که نیکو نباشد

که می را بود جز خرد قهرمانی

یکی کم خورم خوش روم سوی خانه

غلامی بود مر مرا رایگانی

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نام بت من اگر بخواهی /سیبی است نهاده بر سر سرو در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۱ نوشته:

وزن شعر فعولن فعولن فعولن فعولن یا مفاعیل مفاعیل مفاعیل مفاعیل است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.