گنجور

 
انوری ابیوردی
 

کم عیالی سعادتیست که مرد

نرود جز برای خویش بدان

مرد رد نیز بند تخته و غل

جز عیال گران مدان به جهان

گرچه مردانگی به جهد کند

نتواند شد از میان به کران

در کواکب نگاه کن به شگفت

تا ببینی دلیل این به عیان

ماه تنهاست زین سبب شب و روز

می‌کند گرد آسمان جولان

گاه باشد به شرق و گاه به غرب

گاه در حوت و گاه در سرطان

نعش مسکین که دختران دارد

لاجرم والهست و سرگردان

نه طلوعست مر ورا نه غروب

صعب کاریست این عیال گران

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.