گنجور

 
انوری ابیوردی
 

ز روزگار به یک نامهٔ تو خرسندم

که در دعا همه آن خواهم از خداوندم

شنیده‌ام که به خرسند کم گراید غم

غمم چراست که از تو به نامه خرسندم

ز هرچه باشد خرسند را بسنده بود

چرا که بی‌تو همی عمر و عیش نپسندم

مرا و حال مرا بی‌جمال طلعت تو

صفت ندیدم از این به چو دل برافکندم

چنان‌که تشنه به آب حیات و مرده به جان

به جان تو که به دیدارت آرزومندم

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.