گنجور

 
انوری ابیوردی
 

روزی پسری با پدر خویش چنین گفت

کان مردک بازاری از آن زرق چه جوید

گفتا چه تفحص کنی احوال گروهی

کز گند طمعشان سگ صیاد نبوید

عاقل به چنان طایفهٔ دون نگراید

مردم به سوی مزبله و جیفه نپوید

بازار یکی مزرعهٔ تخم فسادست

زان تخم در آن خاک چه پاشی که چه روید

امید مکن راستی از پشت بنفشه

تا روی تو چون لاله به خونابه نشوید

قولی نبود راست‌تر از قول شهادت

زان در همه بازار یکی راست نگوید

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

تضمینی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۳۸ نوشته:

بازار یکی مزرعهٔ تخم فسادست
امثال پروین و ابن یمین و ایرج به شدت و در حجم کمتری سعدی وامدار انوری در قطعات داستانی خویش اند.
اگر چه مثلا پروین و ایرج مضمون خیلی از داستان ها را از غربی ها گرفته باشند باز در ساختار ترسیمی داستان مقلد و مدیون انوری اند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.