گنجور

 
انوری ابیوردی
 

جان نقش رخ تو بر نگین دارد

دل داغ غم تو بر سرین دارد

تا دامن دل به دست عشق تست

صد گونه هنر در آستین دارد

چشم تو دلم ببرد و می‌بینم

کاکنون پی جان و قصد دین دارد

وافکنده کمان غمزه در بازو

تا باز چه فتنه در کمین دارد

گویی که سخن مگوی و دم درکش

انصاف بده که برگ این دارد

تا چند که پوستین به گازر ده

خرم دل آنکه پوستین دارد

در باغ جهان مرا چه می‌بینی

جز عشق تویی که در زمین دارد

در خشک و تر انوری به صد حیلت

در فرقت تو دلی حزین دارد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۷ نوشته:

برخی از زابه های کنشگر ( صفت فاعلی ) در پارسی مانند انگلیسی ساخته شده اند یعنی پسوند er دارند . برای نمونه همین گازر . دلیر و دبیر .
از این لغت گاز به معنی پارچه نخی را هم داریم که درست همان گاز و پارچه ای است که در پزشکی انگلیسی بکار می رود ولی با آمدن گاز پارچه ای به ایران برای برابر یابی لغت تنزیب را در آوردند که البته پذیرفتگی چندانی نیافت .

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.