گنجور

 
انوری ابیوردی
 

یار با من چون سر یاری نداشت

ذره‌ای در دل وفاداری نداشت

عاشقان بسیار دیدم در جهان

هیچ‌کس کس را بدین خواری نداشت

جان به ترک دل بگفت از بیم هجر

طاقت چندین جگرخواری نداشت

تا پدید آمد شراب عشق تو

هیچ عاشق برگ هشیاری نداشت

دل ز بی‌صبری همی زد لاف عشق

گفت دارم صبر پنداری نداشت

بار وصلش در جهان نگشاد کس

کاندرو در هجر سرباری نداشت

درد چشم من فزون شد بهر آنک

توتیای از صبر پنداری نداشت

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۹ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۳ نوشته:

جگر واژه ای است که در بسیاری از زبانهای هندی اروپایی دیده می شود البته با کم و بیشی هایی که باید با ریزبینی نگریسته شود یک نمونه از آنها ایکرا است .ایکرا به زبان روسی یعنی جگر که البته به جیگر بیشتر می ماند تنها یک ج از آغازش زدوده شده است . به پهلوی این ج در جگر نبوده است و یگر گفته می شده است . درست مانند یاتو که جادو بوده است .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.