گنجور

 
انوری

بی‌مهر جمال تو دلی نیست

بی‌مهر هوای تو گلی نیست

بگذشت زمانه وز تو کس را

جز عمر گذشته حاصلی نیست

تا از چه گلی که از تو خالی

در عالم آب و گل دلی نیست

در دائرهٔ جهان محدث

چون حادثهٔ تو مشکلی نیست

در تو که رسد که در ره تو

جز منزل عجز منزلی نیست

در بحر تحیر تو پایاب

کی سود کند که ساحلی نیست

 
 
گوهر
غزل شمارهٔ ۴۹ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
مجذوب تبریزی

دستی که به دامن علی نیست

بی‌علت کوری و شلی نیست

یک نام خدا علی‌ست دریاب

بی‌فکر مگو خدا علی نیست

خواهم که نُصَیروار من هم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه