ای بنده ی لب تو لب آبدار می
گلگونه کرد عکس رخت برعذار می
تخت هوس نهاده رخت بربساط گل
رخت خرد فکنده لبت در جوار می
چون صبح جامه چاک زده غنچه حباب
پیش نسیم زلف تو بر جویبار می
برخیزد از مقرنس سقف فلک نشان
صد نرگسه ز شعله ی انجم شرارمی
در هم شکن شماری زنگاری فلک
چون از قسیمه موج برآرد بحارمی
عالم سیاه کردان بر ذوالخمار غم
دست طرب چو لعل کند ذوالفقارمی
عکس می است شعله ی مجلس فروز عید
روز طرب بباده برافروز روز عید
دست زمان نقاب گشاد از جمال عید
دلاله عروس طرب شد دلال عید
چشم سیه سپید زمانه بدید و گفت:
با او گسسته عین کمال از جمال عید
خالی است عید بر لب ایام تا بحشر
خط زوال دست بریده ز خال عید
سعد فلک چو آینه چشم است جمله تن
بر بوی عکس از رخ مسعود فال عید
بر ارغنون بلبله ی ارغوان نمای
حال طرب خوش است که خوش بادحال عید
گر نو بهار عشرت خسرو دهد مثال
بستان روزگار بگیرد نهال عید
عین کمال عید رخ اوست دور باد
عین کمال فتنه، ز عین کمال عید
چرخ ظفر مظفر دین عالم کرم
در شان خستگان عنا مرهم کرم
دریا گه سخا زغلامان دست اوست
در روی مهر طبع کرم پای بست اوست
دُردی کشی است ازشکر، شکراو، از آنک
در مجلس نوال شده مست مست اوست
دیری است تا که مسند شاهی نهاده چشم
بر پای انتظار به بوی نشست اوست
جای بلند پایه وجود فراخ او
هرچند نسبت همه خلق است هست اوست
میدان دهر اگرچه فراخ است تنک اوست
ایوان چرخ اگرچه بلند است پست اوست
تیری همی نه بینم در جعبه سخن
کان در مصاف گاه نه بامرد شست اوست
همچون کمان پنبه زنان بشکلی است خصم
ور خودز آهن است نه مردان شست اوست
صدرش چوپای مرد فتوح است روزگار
گر زان ستانه لاف زند حق بدست اوست
ماهی که آفتاب سزد دورباش او
بهرام تند طبع سزد خیل تاش او
کان، دایم از سخاش بخروار زر کشد
جان، دایم از بیانش بدامن گهر کشد
سیمرغ مشرقی است به پرواز رایتش
زان طول و عرض گیتی درزیر پر کشد
هم کفته فلک شکند هم عمود صبح
گر حلم او زمانه به معیار بر کشد
بر در گه کمالش شبدیز آسمان
هرمه دو بار کردن در طوق زر کشد
پیش کمال او که جهانی است پایدار
فانی جهان، هر آنچه کشد مختصر کشد
اقبال گرنه بوسه دهد آستان او
دست تصرف اجلش دربدر کشد
عزمش بپشت باد برافکنده راحله
یعنی که بار اسب سبکبار خر کشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی است و با تصاویری از گل و بهار، فضایی شاداب و خوشبختی به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیهها، عشق را به عنوان یک عید و راحتی وصف میکند، جایی که زیبایی محبوبش به اندازهای است که میتواند دنیای اطراف را روشن کند. احساساتی از شادی، طرب و امید در این شعر موج میزند و شاعر به نقشی که عشق در زندگی انسانها دارد، اشاره میکند. به طور کلی، شعر در ستایش از زیبایی و شادی ناشی از عشق است.
هوش مصنوعی: ای بنده، لب تو مانند گلی آبدار است که عکس روی تو را بر چهرهام زیبا کرده است.
هوش مصنوعی: در بستر آرزوها، آرامش خود را قرار دادهای و در میان زیباییها، عقل و خردت را از یاد بردهای، و لبهایت را در کنار شراب گذاشتهای.
هوش مصنوعی: زمانی که صبح سر میزند، غنچه مانند حبابی در برابر نسیم موهای تو در کنار جویبار میرقصد.
هوش مصنوعی: سقف آسمان از زیبایی ستارهها درخشان شده و به گونهای میدرخشد که گویی صدها گل نرگس از آن فرو میریزد.
هوش مصنوعی: گردشهای آسمان را به هم بریز و در وزشهای آن، تلاطم دریاها را به نمایش بگذار.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تصویر کشیدن حالتی از شادی و خوشحالی در دل غمها و غمگینیها میپردازد. او از تضاد بین زینت و زیبایی، که نماد شادی و امید است، و تاریکی و غم صحبت میکند. به طور کلی، این تصویر نشاندهندهی قدرت عشق و شادابی در زمانی است که انسان در شرایط دشوار و غمناک قرار دارد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به جشنی اشاره دارد که با نوشیدن شراب و شادی همراه است. او میگوید که در روز عید، شور و حال و روشنایی مجلس با نوشیدن می بیشتر میشود و این بزم و شادمانی به اوج خود میرسد. به عبارتی، روز عید فرصتی است برای لذتبردن و جشن گرفتن.
هوش مصنوعی: زمان با رسیدن عید نمایانگر زیبایی و نشاط آن شده و به نوعی به عید مانند یک عروس زیبا مینگرد. این عید به نمایندگی از شادی و جشن، دلها را شاداب میکند.
هوش مصنوعی: چشم سیاه و سفیدی که از زیباییهای جهان دیده است، به این نتیجه رسید که کمال و زیبایی در عید از یکدیگر جدا شدهاند.
هوش مصنوعی: عید همچنان برای روزهای زندگی خالی و بیمفهوم است، تا زمانی که خط زوال و زوال را از بین نبرد، و نشانهی خوشحالی و عید را از یاد نبریم.
هوش مصنوعی: نظام ریشهدار و ثابت آسمان به مانند یک آینه است که تصویر چهره مسعود را در خود دارد و تمام موجودات دنیا بر اساس این تصویر، روز عید را جشن میگیرند.
هوش مصنوعی: روی ساز خوشی و شادمانی، صدای خوشی از گل ارغوان نشان میدهد که حال و هوای عید بسیار دلپذیر و خوشایند است.
هوش مصنوعی: اگر بهار تازه و شادابی همچون بهار خسرو برای ما بیاورد، روزهای خوشی را خواهیم داشت و درخت عید به بار خواهد نشست.
هوش مصنوعی: زیبایی و کمال چهره او شبیه عیدی است که دل را شاد میکند. از زیبایی و کمال او دوری کن، زیرا آن زیبایی به خاطر فتنه و آشفتگی است که دارد.
هوش مصنوعی: چرخ پیروزی بر اهل دین رحمت و لطفی خاص دارد که نرمش و نوازش را برای خستگان به ارمغان می آورد.
هوش مصنوعی: دریا به خاطر سخاوتی که دارد، به دست غلامان اوست؛ در حالی که بر روی صفت مهربانیاش کاملاً استوار است.
هوش مصنوعی: شخصی که دچار ظرافت و لطافت شده، به خاطر شیرینی و خوشگذرانیِ آن حال و از آنجا که در محافل لذت و شادی محو شده، سرمست است.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که بر روی تخت سلطنت نشستهام و چشم به راه آمدن او هستم، در حالی که بوی حضورش را احساس میکنم.
هوش مصنوعی: جایگاه والای او بسیار وسیع است و هرچند ممکن است نسبت به همه موجودات کوچک به نظر برسد، اما او در واقع خود اوست.
هوش مصنوعی: هرچند دنیا وسعت زیادی دارد، اما برای انسانها تنگ و محدود است. همچنین، اگرچه آسمان بلند و وسیع است، اما در واقع موقعیت و جایگاه آن پایینتر از آن چیزی است که تصور میشود.
هوش مصنوعی: من هیچ نشانهای از تیر در صندوق سخن نمیبینم، زیرا در میدان نبرد، در برابر مردگان، این موضوع با آنها در میان است.
هوش مصنوعی: این جمله به طور کلی به توصیف یک وضعیت یا شخصیتی میپردازد که به ظاهر نرم و آسیبپذیر است، اما در واقع در درون خود قدرت و استقامت دارد. به نظر میرسد که دشمن یا کس دیگری که به او اشاره شده، ممکن است در ابتدا به سادگی و کمتوانی به نظر برسد، اما در واقع از نیرویی قوی برخوردار است که میتواند در برابر چالشها و سختیها ایستادگی کند. این مفهوم به نوعی به تضاد بین ظاهر و باطن اشاره دارد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به قدرت و مقام شخصی اشاره میکند که مانند پشتیبان و حامی در روزگار دشوار عمل میکند. او میگوید که اگر این فرد از قدرت خود استفاده کند و خود را بزرگ نشان دهد، در واقع قدرت و حقایق در دستان اوست. به نوعی، این فرد میتواند در مبارزات و چالشها نماینده حقیقت و پیروزی باشد.
هوش مصنوعی: ماهی که آفتاب به او مینشیند، باید از او دور شد؛ چراکه بهرام (مارد جنگی) با طبع تند خود، باید دربرابر او بایستد و این شرط نیازمند جمعیت و یاری است.
هوش مصنوعی: او همواره از سخنانش زر و درخشش میگیرد و همیشه از گفتارش جواهرات به دامن میافکند.
هوش مصنوعی: سیمرغ موجودی افسانهای است که در شرق زندگی میکند و با پرچم خود به پرواز در میآید. این پرواز از وسعت و بلندی زمین را زیر پرهای خود میپوشاند.
هوش مصنوعی: اگر آسمان به گونهای شکسته شود و صبح به طور عمودی طلوع کند، این نشان میدهد که اگر صبر و حوصلهای از سوی زمانه باشد، همه چیز به اندازه و معیار خود خواهد رسید.
هوش مصنوعی: در درگاه کمال او، شبدیز آسمان یعنی اسب آسمانی، دوباره در تأثیر او طوق زرین را به گردن میاندازد.
هوش مصنوعی: در برابر کمال و عظمت او، که جهانی ثابت و ماندگار است، همهچیز در این دنیا نقش موقتی و زودگذر دارد و هر چیزی که به وجود میآید، به زودی از بین میرود.
هوش مصنوعی: اگر اقبال به او نزدیک شود و بوسهای به پیشانی او بدهد، دست تقدیر میتواند او را در هر حالتی به سرنوشت خود بکشاند.
هوش مصنوعی: او با ارادهای قوی و تصمیمی جدی، سفرش را آغاز کرده است، به طوری که بار سنگین را بر دوش خر میگذارد تا اسبش سبکبارتر و راحتتر حرکت کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.