دل ز دست غمت بجان نجهد
عقل جز خسته بر کران نجهد
خاک پاشی چو تو ندیدم من
کز کفت باد رایگان نجهد
از لبت هرکه گوهری طلبد
به هزاران هزار کان نجهد
نتواند گریخت از تو دلی
تا به حیلت در آن جهان نجهد
وعده ئی گرده ئی به کشتن من
کوش تا باد در میان نجهد
زلف تو دست بر اثیر نهد
آه کز دست او به جان نجهد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره تاثیر عمیق و دردناکی است که عشق و غم حاصل از آن بر دل و عقل شاعر میگذارد. شاعر میگوید که هیچ چیز نمیتواند احساسات او را از این غم نجات دهد و حتی کسی که به دنبال زیبایی کلام اوست، با این همه تلاش نمیتواند از آن خارج شود. همچنین، وعدههایی که باعث آزار او میشود و تأثیر زلف معشوق میتواند به شدت بر او اثر بگذارد. این ابیات نشاندهندهی احساس ناامیدی و تسلیم در برابر عشق و اندوه ناشی از آن هستند.
هوش مصنوعی: دل از غم تو به تنگ آمده و تحملش تمام شده است، عقل هم جز این که خسته باشد، کار دیگری نمیتواند انجام دهد.
هوش مصنوعی: من هرگز کسی را ندیدم که مانند تو خاک بر سر کند، چرا که تو به راحتی از دست باد نخواهی رفت.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد از لب تو چیز باارزشی بگیرد، نمیتواند به راحتی به آن دست پیدا کند.
هوش مصنوعی: هیچ دلی نمیتواند از تو فرار کند و به شیوهای در آن دنیا راهی یابد.
هوش مصنوعی: به من قول بده که برای کشتن من تلاش کنی تا هیچ حرکتی در بین نیستی نباشد.
هوش مصنوعی: زلف تو مانند دستی است که به آسمان میرسد، آه که این دست نمیتواند بر جان من تأثیر بگذارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.