نام تو، بهر زبان در افتاد
شوری به همه جهان در افتاد
در حیرت عارض تو خورشید
از طارم آسمان در افتاد
هنگام نظاره تو حورا
از کنگره ی جنان در افتاد
راز تو نهان چگونه دارم
کاین قصه بهر زبان در افتاد
عشق تو خریده شد بجانی
یارب که چه رایگان در افتاد
انصاف بده چنان همائی
سگ را بیک استخوان در افتاد
ما را چو اثیر خویش خواندی
سیلاب به خانمان در افتاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و عظمت نام و جمال معشوق پرداخته است. شاعر میگوید که نام معشوق در تمامی زبانها و دلها منتشر شده و شور و شوقی به جهانیان داده است. حتی خورشید در برابر زیبایی او حیرت زده شده و از آسمان فرو میافتد. همچنین، حوریان به هنگام تماشای او از بهشت پایین آمدهاند. شاعر در تلاش است تا راز عاشقانهاش را بیان کند، اما میداند که عشق به او به قدری عمیق و ارزشمند است که نمیتواند به آسانی توضیح دهد. در نهایت، او احساس میکند که معشوق او را به سمت خود فراخوانده و این عشق همانند سیلابی به خانهاش میریزد.
هوش مصنوعی: نام تو در هر زبانی باعث شور و هیجان شده و این شوق در تمام دنیا گسترش یافته است.
هوش مصنوعی: در زیبایی چهره تو، حتی خورشید از بلندای آسمان غرق حیرت و شگفتی شده است.
هوش مصنوعی: زمانی که به تماشای تو مشغول بودم، حوریهای از بلندیهای بهشت به زمین افتاد.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم راز تو را پنهان کنم در حالی که این داستان بر سر هر زبانی افتاده است؟
هوش مصنوعی: عشق تو به بهایی جانم خریده شده است، ای خدای من، که چه راحت و بدون هزینهای در این وضعیت قرار گرفتهام.
هوش مصنوعی: به انصاف قضاوت کن، مثل پرندهای که بر سر یک استخوان با سگ دیگر درگیر شده است.
هوش مصنوعی: زمانی که ما را به خود نزدیک کردی، مانند طغیانی ناگهانی، مشکلات و دردسرها به زندگیمان هجوم آورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.