نه صفای تو در بصر گنجد
نه صفات تو در خبر گنجد
بر بساط قمارخانه حسن
تا رخش هست کی قمر گنجد
در جُلاب روان رنجوران
تا لبت هست کی شکر گنجد
هرکه شد مرغ چینه لب تو
مرغ جانش نه زیر پر گنجد
تنگنائی است وصل تو که دراو
نیست ممکن که عشق و سر گنجد
همه جرمی بکن که دریابد
همه نازی بکن که در گنجد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عظمت عشق و معشوق اشاره میکند. شاعر میگوید که صفای معشوقش در هیچ صورتی نمیگنجد و ویژگیهای او غیرقابل توصیف است. در حالی که زیبایی و جذابیت او مانند قمر در بین ستارهها قرار دارد و هیچ چیز نمیتواند به طور کامل او را توصیف کند. احساسات عاشقانه به قدری عمیق است که عشق در تنگنای وصال او نمیگنجد. در نهایت، شاعر توصیه میکند که هر کس باید خطراتی را بپذیرد و ناز و کرشمهای داشته باشد که بتواند عشق را درک کند.
هوش مصنوعی: نه زیباییِ تو در چشمها قابل مشاهده است و نه ویژگیهای تو در اخبار و روایتها میتواند به درستی بیان شود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی و جذابیت او در حضور است، هیچ چیز دیگری نمیتواند به پای او برسد یا خود را نشان دهد.
هوش مصنوعی: تا وقتی که درد و رنج بر دل رنجوران حاکم است، شیرینی و خوشی در زندگی آنها جایی ندارد.
هوش مصنوعی: هر کس که عاشق و شیفته لبهای تو باشد، جانش دیگر در هیچگونه محدودیتی جا نمیگیرد و به معنای واقعی آزاد میشود.
هوش مصنوعی: وصل تو مانند تنگنائی است که در آن عشق و اسرار جا نمیگیرد، یعنی عشق و محبت به تو اینقدر عمیق و گسترده است که در هیچ ظرفی نمیتواند محدود شود.
هوش مصنوعی: هرچه خطایی انجام ده تا دیگران متوجه شوند و با زیبایی و ناز خود، به اندازهای معقول رفتار کن که از حد اعتدال خارج نشوی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.