سوزی است مرا در دل دانی که چسان سوزی
سوزی که وجود من برباد دهد روزی
در هم زده کار من، چون خط معمائی
سر گم شده حال من، چون نکته مرموزی
چون شاخ پر از آتش، می نالم و میسوزم
دیده قدح اشکی، دل مجمر پر سوزی
گویند که با آن دل، شاد است فلان نی نی
چون شاد توان بودن در دست غم اندوزی
خوش خوش ندب عمرم، شد باخته با او
خصلی ننهاد ستم، روزی ز دل افروزی
دریای غمش گشتم، تا کس نخرید از من
با ننگ چنان قربان، ده عید به نوروزی
پیران خرد بر وی، سی سال سبق خوانده
در مکتب عشق اکنون، طفلی است نوآموزی
زان دوست عجب دارم، کاو گفت اثیرا دل
ای مرد کدامین دل، خصمی است جفاتوزی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از سوز و دردی در دل خود سخن میگوید که ممکن است در آینده به نابودیاش منجر شود. او احساس گمگشتگی و پیچیدگی در وضعیت خود دارد و به مانند شاخی که در آتش میسوزد، از دلشکستگی و اندوه مینالد. با اشاره به کسانی که با دل شاد به زندگی ادامه میدهند، نگرانیها و غصههای خود را مطرح میکند و به این نکته اشاره دارد که خوشی و خوشبختی برای او به سختی به دست میآید. او به عمر خود که در سایه غم و اندوه گذرانده اشاره میکند و از تنهایی و بیمهری دیگران در برابر درد و رنجش سخن میگوید. به طور کلی، شعر بیانگر عشق، درد و تنهایی عمیق شاعر است.
هوش مصنوعی: در دل من آتشی وجود دارد که میسوزد، آیا میدانی چقدر عمیق است؟ این آتش چنان قوی است که میتواند روزی تمام وجودم را از بین ببرد.
هوش مصنوعی: زندگی من به حالتی سردرگم و پیچیده درآمده، مانند خطی که با معما در هم آمیخته است. حال و روز من نیز به شکلی مبهم و رازآلود میماند.
هوش مصنوعی: من مانند شاخی هستم که از آتش پر شده و در حال ناله و سوختن هستم. چشمانم پر از اشک است و دل من همچون مشعلی در حال سوختن است.
هوش مصنوعی: میگویند که آن دل شاد است، اما چگونه میتوان در حالی که غم و اندوه در دل داریم، شاد بود؟
هوش مصنوعی: عید و زندگیام به شادی و خوشی سپری شد و هیچگاه از او خالیها و رنجها را نچشیدم؛ روزی که دل را روشن کرد.
هوش مصنوعی: من در دریای غم خود غرق شدم و هیچکس درد من را درک نکرد. ای کاش به خاطر عشق و فداکاریام، دیگران مرا در این روزهای شاد نوروز به یاد میآوردند.
هوش مصنوعی: پیران با تجربه و دانا دربارهاش میگویند که او سی سال در مکتب عشق درس خوانده است، اما در واقع او همچون کودکی است که تازه به یادگیری مشغول است.
هوش مصنوعی: من از دوستی تعجب میکنم که گفت: "ای مرد! کدام دل است که رنج و مشکلات را تحمل کند و باز هم از آن دل شکایت کند؟"
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نوروز مبارک باد ای آیت فیروزی
هر روز تو را فتحی بادا ز فلک روزی
آراسته شد عالم آراسته کن مجلس
مرکب چه همی تازی کینه چه همی توزی
زآن چشمه خور کردند از پرده شب پیدا
[...]
سوزی است مرا در دل اما نه چنان سوزی
سوزی که وجود من بر باد دهد روزی
سوزیست مرا در دل اما نه چنان سوزی
سوزی که وجود من بر باد دهد روزی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.