مطرب سماع برکش و ساقی شراب ده
ایام را بمال و فلک را جواب ده
در راه خاک پا شدن با دست نرم و ننگ
این را در آتش افکن و آن را در آب ده
در جام ابر صورت اگر هست قطرهای
پژمرده گشت عمر مرا فتح باد ده
زاری و یا رب، از پی روز دگر بنه
امروز گوش هوش، به بانگ رباب ده
رحم آر، بر سپیده جام و ز عکس روز
گلگونه ضیا به رخ آفتاب ده
پیشم ز تاب او تتقی بند لعل کار
وز چشم سبز پوش سپهرم، نقاب ده
کار خواب، سر برآورم و سر فرو برم
رطلی نخست، پر کن و در دست خواب ده
ترشی نه رسم شاهد و ساقی است، خوش درآی
دُردی نه شرط عاشق صافی است، ناب ده
یاقوت پسته تو روان را مفرح است
گر چاشنی دهیش ز لعل مذاب ده
با فتنه رخت، ز مآبی گریز نیست
آن بار کاه صفدر مالک رقاب ده
عالی عماد دین کنف العمر، ای خدای
عمریش بی حساب، چو روز حساب ده
ای روح قدس، قبه معموره صفر کن
ملجاء بدان حریم مقدس جناب ده
زان دُر نگین منطقه خاندان نمای
زان لعل و زیب، واسطه انتساب ده
بر باد تیز کام ز حزمش شکال نه
در خاک کند پای، ز عزمش شتاب ده
چون کرکس خدنگش، منقار لعل کرد
آفاق را، نوید به پر عقاب ده
عدلش، چو بر سپاه حوادث کمین گشاد
آنجا نشان ز رستم و افراسیاب ده
جام جهان نمای دلش، صیقل بقاست
زو، لمعهای به آینه چرخ تاب ده
خواهی که با سپهر درآری عنان چو مهر
بوسی بدان خجسته هلالی رکاب ده
صدرا، به تیغ عدل میان خطا ببر
وانگه قرار ملک به رأی صواب ده
از آب مهر، چهره خورشید را بشوی
وز دود کین، ذوابه شب را خضاب ده
نصرت که خاص حاجب قدس است گو بیا
پروانهای برای ثواب و عِقاب ده
نام خجسته از قبل قبه دوام
در زیر هفت طاق ملمع طناب ده
افلاک را، غلام سک کوی خود نویس
سرمایهٔ نثار به دست سحاب ده
آن کاسه سری که سگ کوی طعمه باد
غسلش بدان محیط اثیر التهاب ده
زآن آب بوترابی، چون هفت غسل یافت
آنگه تیممش تو به زیر تراب ده
نصرت چو خنجر تو ببیند، ندا کند
کان شیر غیب زاده، به برِ شیر غاب ده
گر در دماغ گردون، کین تو سر کشد
حالیش گوشمال، به تیغ عتاب ده
ز اقطاع همت تو جهان، چون خرابهایست
اندوه این خرابه به مشتی خراب ده
گردون ز موج صنع حبابی است بی ثبات
تا با عدم شود نفسی، بر حباب ده
مالک رقاب ثروت از آزادگان ثناست
ملک رقاب در کف مالک رقاب ده
محبوس فاقه را، به سخا بند برگشای
ناموس فتنه را، به نقاد انقلاب ده
گاه از جلال مهره نطع فلک به بر
گاه از شراب بهره عهد شباب ده
در بزم شهریار کهستان گشای گوی
شاها به جره کرمم یک شراب ده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از مطرب و ساقی میخواهد که با موسیقی و شراب، شادی و نشاط را به ایام بیاورند. او به عشق و زیباییهای زندگی اشاره میکند و میسازد که چگونه باید از درد و غم دور شد. شاعر به تمایل به لذتجویی و فرار از مشکلات اشاره میکند و همه چیز را در راستای تداوم زندگی و خوشی توصیف میکند. او همچنین از خداوند میخواهد که در زندگیاش رحمت و برکت فراهم کند و به زیباییهای عشق و محبت اشاره میکند. در نهایت، این شعر دعوت به زندگی سرشار از شادی و دوری از غمهاست.
هوش مصنوعی: ای مطرب، ساز بزن و ای ساقی، شراب بریز. روزها را غنیمت شمار و به چرخ و فلک پاسخ بده.
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، گاهی نیاز است که با دست لطیف و آرام، به مشکلات و دردها پرداخته و بر آنها غلبه کنیم. باید عیبها و ننگهایی که به ما مربوط میشود را کنار گذاشته و به راحتی از آنها عبور کنیم، همانطور که برخی چیزها را به آتش میسپاریم و برخی دیگر را در آب میریزیم تا از بار سنگین آنها رها شویم.
هوش مصنوعی: اگر در جام ابر، قطرهای پژمرده باشد، به من بگو که آیا باز هم باد میتواند عمر مرا شیرین کند؟
هوش مصنوعی: ناله و فریاد میکنم، ای کاش روز دیگری بیاید. امروز تلاش کن و با صدای ساز، شوری ایجاد کن.
هوش مصنوعی: ای مهربان، بر شب روشن کن، و از روشنی روز به گلهای زیبای صبح روشنی ببخش.
هوش مصنوعی: در برابر من، با زیباییهایش، لبههای دلم را شکسته و دچار کرده است، به طوری که چشم سبز او مانند پردهای بر من افتاده و از من پنهان شده است.
هوش مصنوعی: زمانی که به خواب میروم، به آرامی سرم را بالا میآورم و سپس دوباره به خواب میروم. ابتدا یک لیوان (آب) پر کن و آن را در دستانم بگذار.
هوش مصنوعی: ترشی و تلخی در می و شراب، به عنوان رفتار معمول بادهنوشان و ساقیها نیست. باید با شراب ناب و خوب سر و کار داشت، زیرا این نوشیدنی خوشطعم است و برای عاشقانی که دنبال احساس واقعی هستند، ضروری است.
هوش مصنوعی: یاقوت پستهٔ توروان رنگ و لطافت خاصی دارد، اما اگر آن را با طعمی شیرین و جذاب همراه کنی، زیبایی و لذت بیشتری خواهد داشت.
هوش مصنوعی: با زیباترین چهره و جذابیت خود، نمیتوان از شدت جذابیت و تأثیر آن دور شد. همانطور که بار کاه بر دوش کسی که آن را حمل میکند، غیرقابل اجتناب است، در اینجا نیز نمیتوان از این جذابیت و فتنه دوری کرد.
هوش مصنوعی: عالیترین پایه و رکن دین، ای خدای او که عمرش بیپایان است، همانطور که در روز حسابرسی میکنی.
هوش مصنوعی: ای روح قدس، این مکان پر رونق را خالی کن و آن را پناهگاهی برای ورود به آن حریم مقدس قرار بده.
هوش مصنوعی: از آن دُرج نیکو که نشاندهنده خاندان است، زین لعل و زیب، پیوندی را به وجود آور.
هوش مصنوعی: به دلیل شجاعت و هوشمندیاش، به راحتی به سمت هدفش پیش میرود و هرگز در باتلاق مشکلات گیر نمیکند. ارادهاش او را به جلو میبرد.
هوش مصنوعی: کسی که تیرش به هدف میخورد، راه را به روشنی میآورد و خوشبختی را به سوی بلندپروازان میفرستد.
هوش مصنوعی: در روزگار دشواری که حوادث به ما حمله میکنند، نیروی عدل مانند نشانهای از رستم و افراسیاب، قدرت و استحکام خود را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: دل او مانند جامی است که جهانی را در خود نمایان میکند و این جام، به وسیلهی جلا و صیقلی که دارد، نمادی از بقا و ماندگاری است. در این دل، نور و روشنی مانند تابش آفتاب در آینه وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی بر آسمان مسلط شوی و نظارت داشته باشی، باید با عشق و محبت به مانند خورشید، به هلالی زیبا و خوشبختی تکیه کنی.
هوش مصنوعی: ای صدرا، با تازیانهی عدالت خطاها را از بین ببر و سپس با رأی درست، حکومت را برقرار کن.
هوش مصنوعی: صورت خورشید را با آب محبت شستشو کن و رنگ شب را با دود انتقام آغشته کن.
هوش مصنوعی: کمک و نصرتی که ویژه درگاه الهی و مقربان آن است، بلیطی برای پروانهای باشد که به خاطر پاداش و عذاب، به ما عطا میشود.
هوش مصنوعی: نام نیک و شایستهای که در زیر هفت طاق گنبد پایدار و زیبا قرار دارد، در دلها ماندگار است.
هوش مصنوعی: آسمان را مانند یک بنده در کنار کوی خود بگیر و ثروت را به شکل نذر و بخشش به باران بسپار.
هوش مصنوعی: آن کاسه سر که در کوی، سگ طعمهی باد شده، در درون خود عواطف و احساسات شدیدی را تجربه میکند.
هوش مصنوعی: از آن آب بوترابی، وقتی که هفت بار شسته شد، سپس تیمم خود را زیر خاک قرار ده.
هوش مصنوعی: وقتی کمک و یاری تو مانند یک خنجر در دست باشد، صدای من به گوش میرسد که میگوید آن شیر پنهان (غیب زاده) در کنار شیر جنگل بیاید.
هوش مصنوعی: اگر در لیوان شما، غمی باشد که بر دل شما سنگینی میکند و کسی است که نمیفهمد، با تندی و تیزخویی خود را به او نشان بده.
هوش مصنوعی: توانمندی و اراده تو باعث شده است که جهان شبیه ویرانه ای به نظر برسد. غم و اندوه این ویرانه، تنها با یک مشت از خاک آن قابل توصیف است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که سیستم هستی و موجودات آن مانند حبابهایی بر روی آب هستند که در معرض تغییر و ناپایداری قرار دارند. حبابها تا زمانی که وجود دارند، شکل و ثباتی دارند، اما به محض برهم خوردن، به عدم و نیستی میرسند. در نتیجه، این امر نشاندهنده fragility و ناپایداری موجودات در این جهان است.
هوش مصنوعی: ثروت واقعی از آن آزادگان است و تنها افراد با اختیار و آزاد هستند که میتوانند به خوبی از آن بهرهبرداری کنند. در واقع، اختیار و آزادی به انسانها این امکان را میدهد که بر سرنوشت و داراییهای خود تسلط داشته باشند.
هوش مصنوعی: در این بیت به مفهوم آزاد کردن کسی اشاره میشود که تحت فشار و فقر قرار دارد. همچنین به نقش دادن افراد در برقراری تغییرات و اصلاحات اجتماعی اشاره شده است. به نوعی میتوان گفت که در این متن به اهمیت بخشش و کمک به دیگران و ایجاد تحولات مثبت در جامعه تأکید شده است.
هوش مصنوعی: گاهی از زیبایی و شکوه سیارهها به نیکی لذت ببر و گاهی از شادی و سرخوشی دوران جوانی خود بهرهمند شو.
هوش مصنوعی: در مهمانی پادشاه، کوهها را به روی خود باز کن و ای پادشاه، یک جام شراب به من بده.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر پیلگوش قطرهٔ باران نگاه کن
چون اشک چشم عاشق گریان همی شده
گویی که پرّ باز سپید است برگ او
منقار باز ، لؤلؤ ناسفته بر چده
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.