ساقی قدحی که هر که بیدار بود
امید حیاتش از لب یار بود
هر کس که حیات جوید از ظلمت دهر
آخر ز حیات خویش بیزار بود
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ساقی قدحی که هر که بیدار بود
امید حیاتش از لب یار بود
هر کس که حیات جوید از ظلمت دهر
آخر ز حیات خویش بیزار بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع جستجوی حیات و امید در عشق اشاره دارد. شاعر از ساقی میخواهد که جامی پر از شراب به دست بگیرد و بر اهمیت عشق و ارتباط با معشوق تاکید میکند. او میگوید که کسی که در جستجوی زندگی واقعی است، باید از تاریکیهای دنیا فاصله بگیرد و به عشق بپردازد، در غیر این صورت زندگی خود را بیاتفاق و ناامید خواهد یافت.
هوش مصنوعی: ای ساقی، جامی بیاور که هر کسی که در این دنیا بیدار و هوشیار است، امید زندگیاش از لب یار و محبوبش نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال زندگی و حیات است، در پایان از سیاهی و مشکلات دنیای امروز ناراضی و بیزار خواهد بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن ذات که پروردهٔ اسرار بود
از مرگ نیندیشد و هشیار بود
تیمار همی خوری که در خاک شوم
در خاک یکی شود که در نار بود
چون نیستی تو محض اقرار بود
هستیت ز سرمایهٔ انکار بود
هر کس که ز نیستی ندارد بوئی
کافر میرد اگرچه دیندار بود
در عالم عشق هر که را یار بود
صندوق وجودش همه اسرار بود
با این همه گر زخود نشانی بدهد
در حال مقامش رسن و دار بود
آسوده تنی کز تو بتیمار بود
شادان دل آن کز تو بغم خوار بود
آن تن که نه خستۀ تو افگار بود
وان دل که نه کشتۀ تو مردار بود
جامی که بگیرم میش انوار بود
بینی که بگویم همه اسرار بود
در هر طرفی که بنگرد دیدهٔ من
بیپرده مرا ضیاء دلدار بود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.