جان در غم او نماند و دلشاد شدم
کآزاده ازین خرابه بنیاد شدم
از وسوسه زندگیم قیدی بود
آن وسوسه هم نماند و آزاد شدم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
جان در غم او نماند و دلشاد شدم
کآزاده ازین خرابه بنیاد شدم
از وسوسه زندگیم قیدی بود
آن وسوسه هم نماند و آزاد شدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از رهایی و آرامش خود سخن میگوید. او به این نتیجه رسیده که دیگر غم و اندوهی ندارد و از قید و بندهای زندگی آزاد شده است. این آزادی برای او خوشحالی به ارمغان آورده و به نوعی به آزادگی دست یافته است.
هوش مصنوعی: از غم او جانم دیگر باقی نماند و خوشحال شدم که از این ویرانه به آزادی و رهایی دست پیدا کردم.
هوش مصنوعی: یک محدودیتی در زندگیام وجود داشت که ناشی از وسوسههایم بود، اما آن وسوسهها اکنون از بین رفتهاند و من آزاد شدهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دشمن ز برم برفت و من شاد شدم
و از غصه و درد و رنج آزاد شدم
دیدم رخ عیش و چون ندیدم رخ خصم
صید دیگرى بودم و صیاد شدم
از وعده وصلت ای صنم شاد شدم
از بند غم فراق آزاد شدم
در محنت انتظار کشتی تو مرا
گویا صنما تو را من از یاد شدم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.