هرکه شد سویش چو سایه در قفا میافتمش
تا مرا با خود برد در دست و پا میافتمش
زین هوس گر شب به سنگ از کوی خود راند سگان
شب سگش خیزد از جا من به جا میافتمش
بهر داد آیم به راه یار و چون پیدا شود
میگذارم داد و اول در دعا میافتمش
خون خورم شب دور از او چون مست خون خوردن شوم
میروم در پای دیوار سرا میافتمش
میکشم مانند اهلی زلف آن زنجیر موی
گرچه میدانم که در دام بلا میافتمش


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شدت دلبستگی و عشق خود به محبوبش را ابراز میکند. او خود را سایهی محبوب تصور میکند و به دنبال آن است تا هر جا که او برود، همراهش باشد. با وجود مشکلات و خطرات، همچنان برای رسیدن به محبوبش تلاش میکند و در این مسیر از هیچ چیز دریغ نمیکند. شاعر از درد دوری و جستجوی عشق خود میگوید و به زنجیری اشاره میکند که در عشق به آن دچار میشود، در حالی که میداند این وابستگی او را به درد و مشکل میاندازد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به سوی او بروم مانند سایهای به دنبالش میروم و تا مرا با خود ببرند، در تلاش میافتم.
هوش مصنوعی: اگر در هنگام شب به خاطر هوس، سگان مرا از کوی خود برانند، من هم بیاختیار به آنجا میروم و از جا برمیخیزم.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به محبوبم تلاش میکنم و وقتی او را بیابم، تمام خواستههایم را کنار میگذارم و ابتدا به دعا و نیایش مشغول میشوم.
هوش مصنوعی: در شبهایی که دور از معشوق هستم، چنان احساس عجز و ناامیدی میکنم که گویا به شدت مست شدهام. در این حال، به سمت دیوار میروم و همانجا به زمین میافتم.
هوش مصنوعی: من مانند یک حیوان اهلی، زلف آن را میکشم و به زنجیر موهایش دلبستگی پیدا میکنم، با اینکه میدانم در دام مشکلات و دردسرها گرفتار خواهم شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.