ای برق محبت که ره من زدهای باز
آتش به من سوخته خرمن زدهای باز
زینگونه که بردی به در از خانه خویشم
بر من رقم گوشه گلخن زدهای باز
ای جان من خانه خراب از چه جهت دست
در دامن آن خانهبرافکن زدهای باز
خواهی مگر ای اشک دگر خون مرا ریخت
ورنه چه مرا دست به دامن زدهای باز
از طعن تو اهلی دل ما ریش از آن است
کآزرده خاریم و تو سوزن زدهای باز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و دلبستگیاش به معشوق میپردازد و از درد و رنجی که این عشق برای او به ارمغان آورده سخن میگوید. او به معشوق خطاب میکند که چگونه بار دیگر به او آسیب زده و او را از خانه و کاشانهاش دور کرده است. شاعر احساس خرابی و ویرانی در زندگیاش را بهدست عشق تجربه میکند و از اینکه به او آسیب میزند، شکایت میکند. در انتها، او از طعنههای معشوق به شدت ناامید و آزرده خاطر شده و خود را در موقعیتی آسیبپذیر میبیند.
هوش مصنوعی: ای عشق پرقدرتی که در مسیرم آمدهای، دوباره دلم را مانند قبل آتش زدهای و تمام امیدهایم را به خاکستر تبدیل کردهای.
هوش مصنوعی: به این صورت که تو با رفتنت از خانهام، بر من اثر و نشانهای گذاشتهای که مانند یک نقش در گوشه اتاق باقی مانده است.
هوش مصنوعی: ای جان من، چرا دوباره به آن کسی که زندگیام را خراب کرده، پناه بردهای؟
هوش مصنوعی: اگر میخواهی ای اشک، دوباره خون من را بریزی، پس چرا دوباره به دامن من چنگ زدهای؟
هوش مصنوعی: از انتقادات و زخمزبانهای تو دل ما بسیار آزرده شده، بهطوری که حالا مثل خار زخمی شدهایم و تو همچنان با سوزن به ما میزنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.