لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
اهلی شیرازی

هرگز از کوی تو کس دور بشمشیر نشد

هرگز از دیدن دیدار تو کس سیر نشد

گام بر سبزه باغ طربش باد حرام

هرکه در راه وفا بر سر شمشیر نشد

صید نخجیرگه عشق به کامی نرسید

تا به چابک صفتی در دهن شیر نشد

دست ساقی بکرم در همه وقت است بلند

هرگز از دور فلک دست کرم زیر نشد

زود رفت از بر ما یار و دل اهلی زار

سوخت از دوری او گرچه بسی دیر نشد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فروغی بسطامی

کو جوانی که ز سودای غمت پیر نشد

کو وجودی که ز جان در طلبت سیر نشد

مالکی نیست که در عهد تو مملوک نگشت

کشوری نیست که در دست تو تسخیر نشد

خاطری شاد از آن کوی شکرخند نشد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه