مه دو هفته اگر رفت عمر ساقی باد
اگر ستاره نماند آفتاب باقی باد
خوش است دولت وصلت گر اتفاق افتد
مرا سعادت این دولت اتفاقی باد
به خاکپای تو مردن مذاق زاهد نیست
که خاک بر سر این زهد و بی مذاقی باد
چو جان برید دل از من بیاد آن سر کوی
به ساکنان بهشت درت ملاقی باد
گر آب خضر نشد روزی تو ای اهلی
شراب خلد نصیبت زدست ساقی باد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از گذر عمر و ناپایداری دنیا سخن میگوید و بر لذتهای عشق و وصال تأکید میکند. او به این باور میرسد که خوشبختی واقعی در دست یافتن به عشق معشوق است و این عشق میتواند زندگی را زیبا کند. وجود زهد و ریا را ناپسندیده و مرگ در پای معشوق را برابر با بهشت میداند. همچنین، شاعر به خواستهاش از ساقی اشاره میکند و آرزو میکند که نوشیدن شراب عشق و خوشی نصیبش شود.
هوش مصنوعی: اگر ماه دو هفته در آسمان نماند و عمر ساقی به پایان برسد، امیدوارم که ستارهها نیز نروند و نور خورشید همیشه باقی بماند.
هوش مصنوعی: اگر روزی به خوشبختی و سعادت وصالی دست یابم، بسیار خوشحالم که این اتفاق برای من رخ داده است. امیدوارم این شانس و سعادت همیشه با من باشد.
هوش مصنوعی: مردن در پای تو برای زاهد خوشایند نیست، چون این زهد و بیطعم بودن، برای او بیمعناست.
هوش مصنوعی: وقتی که جانم از دلم جدا شود، یادآور آن کوچهای خواهم بود که به ساکنان بهشت ملاقات خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر همواره به سعادت و حیات جاویدان دست نیافتی، ای اهلی، خوشی و لذت زندگی را از نوشیدنی بهشتی که ساقی برای تو فراهم کرده، بهرهمند شو.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.