کس نبودش خبر از زشتی و زیبایی ما
آتش دل علم افروخت به رسوایی ما
ما ز صد نکته حسن تو یکی می بینیم
بیش ازین نیست در آیینه بینایی ما
یوسفا، با همه حشمت نظری کن که هنوز
سر سودای تو دارد دل سودایی ما
آن چنان زد ره ما لعل تو ای آب حیات
که بشست از دل ما نقش شکیبایی ما
اهلی استاد تو عشق است سخن گو که برد
زنگ از آیینه دل طوطی گویایی ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و زشتی وجود خود میپردازد و میگوید که کسی از وضعیت او و رسواییاش خبر نداشته است. او اشاره میکند که تنها یک نکته از حسن محبوبش را میبیند و میفهمد که عشق در دل او وجود دارد. همچنین، به این موضوع اشاره میکند که عشق محبوبش تأثیر عمیقی بر روی او گذاشته و باعث شده که صبر و شکیباییاش از بین برود. در نهایت، شاعر از عشق به عنوان استاد و راهنما یاد کرده و بیان میکند که این عشق موجب تعالی و شفافیت دل او شده است.
هوش مصنوعی: هیچکس از عیب و صفات زیبا ما خبر نداشت، اما آتش دل ما باعث شد که رسواییمان فاش شود.
هوش مصنوعی: ما فقط یک نکته از زیبایی تو را میبینیم و بیشتر از این در آینه دید ما وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ای یوسف، با این همه جلال و شکوهی که داری، نگاهی به دل ما بنداز که هنوز هم مجذوب و عاشق توست.
هوش مصنوعی: با زیبایی و جذابیت خود، چنان تأثیری بر دل ما گذاشتی که تمام صبر و تحمل ما را از بین بردی.
هوش مصنوعی: دوست من، استاد تو عشق است، بگو که این عشق میتواند زنگار را از دل پاک کند و جلا ببخشد به سخن گفتن یک طوطی که همیشه در حال گویایی و بیان احساسات است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یار بی پرده کمر بست به رسوایی ما
ما تماشایی او ، خلق تماشایی ما
قامت افروخته میرفت و به شوخی میگفت
که بتی چهره نیفروخت به زیبایی ما
او ز ما فارغ و ما طالب او در همه حال
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.