گنجور

 
اهلی شیرازی

سر به جای پای در میخانه می‌باید نهاد

جای مردان را قدم مردانه می‌باید نهاد

گر خراباتی و مستی جامهٔ رندی بپوش

ورنه این زهد و ورع در خانه می‌باید نهاد

اندک‌اندک چند سوزد کس به داغ عاشقی

داغ دل یکباره چون پروانه می‌باید نهاد

واعظا، ما نیز بیداریم پر افسون مدم

کودکان را گوش بر افسانه می‌باید نهاد

اهلی آن گنجی که می‌جویی در این ویرانه نیست

پا برون زین عالم ویرانه می‌باید نهاد