وصل ما یکنفس از روی نکویی باشد
بلبل از صحبت گل مست ببویی باشد
زندگی چیست کناری و لبی بوسیدن
خاصه آنهم بکنار لب جویی باشد
دشمنم طالع خویش است که یارم سازد
هر کجا سنگدل عربده جویی باشد
با همه سازم و از خوی تو سوزم که چرا
بخلاف همه کس عادت و خویی باشد
گرچه اهلی بسخن بلبل سیرین نفس است
گرنه ذکر تو کند بیهده گویی باشد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و لذتهای عشق اشاره دارد و بیان میکند که وصال همراه با زیبا بودن عشق، همانند غنای بلبل در صحبت با گل است. او زندگی را در کنار یار و بوسیدن لبها میبیند و به تأثیرات سرنوشت در عشق اشاره میکند، که گاهی دشمنی و سنگدلی به وجود میآورد. شاعر ابراز میکند که با همه میسازد، اما از سوز جدایی عشق رنج میبرد و در نهایت، عرفان و زیبایی صحبت او به عشق و یاد معشوق میرسد.
هوش مصنوعی: اتحاد ما از روی زیبایی و نیکی است، همانطور که بلبل به خاطر صحبت با گل مست و سرمست میشود.
هوش مصنوعی: زندگی چیست جز لحظهای پر از عشق و محبت، بهویژه زمانی که خنده و بوسهای در کنار جوی آب جاری باشد.
هوش مصنوعی: خودم را در شرایط دشواری میبینم که هر جا کسی با قساوت و خشونت به ما حمله کند، همانجا تقدیرم باعث میشود یاری و همراهی پیدا کنم.
هوش مصنوعی: من با همه چیز کنار میآیم و از ویژگیهای تو ناراحت هستم؛ زیرا چرا باید تو برخلاف دیگران، خلق و خو و عادتی متفاوت داشته باشی؟
هوش مصنوعی: هرچند که اهلی به زیبایی و لطافت سخن میگوید و مانند بلبل خوشنواست، اما اگر به یاد تو باشد، حرفهایش بیفایده خواهد بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.