بجای آب حیاتم شکر لبی دادند
حیات خضر بهر کس ز مشربی دادند
ز بت پرستی ام ای شیخ خود پرست مرنج
مرا چنانکه تویی نیز مذهبی دادند
هدایت است نه کسبی رموز عشق ارنه
هر آنکه هست دو روزش بمکتبی دادند
تو نیز عاشقی ای مدعی ولی فرق است
بسوختند مرا گر ترا تبی دادند
همان چراغ محبت که اهل دل را بود
بدست اهلی بد روز یک شبی دادند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و محبت و تأثیر آن در زندگی اشاره میکند. او به جای آب حیات، شکر را دریافت کرده و به معانی مختلف زندگی و عشق پرداخته است. با انتقاد از خودپرستی برخی عالمان، میگوید که تحصیل عشق و حقیقت تنها از طریق هدایت الهی است و نه از طریق دانش و مکتب. همچنین بر تفاوت عاشقی خود و مدعیان عشق تأکید کرده و در نهایت به چراغ محبت اشاره میکند که به اهلی داده شده و او را در دل شب روشن کرده است.
هوش مصنوعی: به جای آب حیات، شیرینی کلامی به من عطا کردند. زندگی و جوانی چون زندگی خضر را برای هر کسی از یک چشمه خاص فراهم کردند.
هوش مصنوعی: ای شیخ، خود را پرستش نکن و بر من خشم نگیرید، چون همانطور که من به بتپرستی خود مشغولم، تو نیز پیرو مذهب خاصی هستی.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که عشق واقعی به هدایت و راهنمایی نیاز دارد و بر اساس تلاشها و آموزههای مکتبی به دست نمیآید. عشق حقیقی از درک عمیق و روحی سرچشمه میگیرد نه صرفاً آموزشی که به دو روز زمان نیاز دارد. هر کس فقط به خاطر مدرک یا یادگیری مکتبی نمیتواند به عشق دست یابد.
هوش مصنوعی: تو هم ادعای عاشقی داری، اما تفاوتی وجود دارد. من را بسوزاندند، اما اگر به تو هم آزاری برسد، شاید دیگر نتوانی این را تحمل کنی.
هوش مصنوعی: چراغ محبت که دلهای آیند، در یک شب نامساعد به دست انسانی خالص و متعهد رسید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.