از لطف اگرچه با سگ خویشت عجب خوش است
من کیستم که با تو نشینم ادب خوش است
گر کعبه وصال تو نتوان بسعی یافت
ننشینم از طلب که درین ره طلب خوش است
گر بر تو خوش بود غم و اندوه عاشقی
ورنی بهر که هست نشاط و طرب خوش است
من منع صوفی از می و شاهد نمیکنم
با لعل یار ساغر می لب بلب خوش است
صاحب خرد خمار بلا سال و مه کشد
اهلی که مست عشق بود روز و شب خوش است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عاشقانهاش میپردازد و از لطفت و نزدیکی به معشوقهاش سخن میگوید. او میگوید که حتی اگر ممکن نباشد به وصالی دست یابد، همچنان در جستجوی عشق باقی خواهد ماند، زیرا طلب عشق خود یکی از لذیذترین تجربههاست. او از گناه دانستن عشق و شادی در کنار معشوقه سخن میگوید و بیان میکند که عشق و مستی توام با آن، زندگی را برایش زیبا میسازد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که کسی که در عشق غرق شده، روز و شب را خوش میگذارند.
هوش مصنوعی: اگرچه من از لطف تو به اندازهی سگ نمیرسم، ولی خوشحالم که در کنار تو هستم و رفتارم را رعایت میکنم.
هوش مصنوعی: اگر نتوانم به وصال تو با تلاش برسم، از جستجو دست نخواهم کشید؛ زیرا در این راه جستجو، لذتی نهفته است.
هوش مصنوعی: اگر غم و اندوه عاشقی برای تو دلپذیر است، پس به هر کسی که شادی و خوشحالی دارد، تبریک میگویم.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم مانع صوفی شوم که از شراب و زیبایی معشوق لذت ببرد، چون مهمانی با لبان خوش و میگساری یار، بسیار دلنواز است.
هوش مصنوعی: کسی که دارای عقل و خرد است، هر سال و هر ماه را با تلخیها و مشکلاتش میگذراند، اما کسی که در عشق غرق شده و حالتی شبیه مستی دارد، روز و شبش خوش و شیرین است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.