شمع رخسار بتان خانه ز بنیاد بسوخت
هرکه را چشم برین طایفه افتاد بسوخت
شرر تیشه فرهاد دلیلست بر آن
که دل سنگ هم از حسرت فرهاد بسوخت
مرد عشق آن زن هندوست که در کیش وفا
زنده چونشمع در آتش شد و آزاد بسوخت
از تف خون دلم خنجر او سرخ شدست
یاز سوز جگر من دل فولاد بسوخت
عاقبت اهلی دلسوخته چون صید اسیر
آنچنان مرد که بروی دل صیاد بسوخت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تصویر کشیدن تأثیر عشق و زیبایی میپردازد و به حال و هوای دلسوزی و حسرت اشاره میکند. او از سوختن شمعها و دلها به دلیل عشق و زیبایی بتان سخن میگوید و نشان میدهد که چگونه دلهای سنگی نیز از شدت عشق میسوزند. عشق به زن هندو نمایانگر وفا و آزادی است که در آتش عشق زنده میماند. در نهایت، شاعر خود را همچون صیدی دلسوخته میبیند که در چنگال عشق، خاموش و اسیر شده است.
هوش مصنوعی: شمع صورت زیبای معشوقان از بنیاد سوخت، و هر کسی که نگاهی به این گروه انداخت، دلش آتش گرفت و سوخت.
هوش مصنوعی: تیشه فرهاد که در دل سنگی کند، گواهی بر این است که حتی دل سنگی هم از عشق و حسرتفرهاد سوخته است.
هوش مصنوعی: مرد عشق کسی است که به خاطر وفاداری، مانند شمعی در آتش زندگی میکند و با وجود سوختن، آزادانه به عشق خود ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: از شدت درد و رنجی که در دل دارم، خنجر او به خونم رنگین شده است و آتش سوزان جگرم باعث شده که دل فولادینم بسوزد.
هوش مصنوعی: در نهایت، کسی که عاشق و دلسوخته است، مانند طعمهای از صید، به قدری تحت تأثیر قرار میگیرد که دل شکارچی (یا محبوبش) نیز به خاطر او میسوزد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گلشن آل نبی ز آتش بیداد بسوخت
سرو آزاد بسوخت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.