محبوب من چه حاجت گفتن بود که کیست
چون آفتاب بر همه روشن بود که کیست
کوته نظر مشاهده برق عیش کرد
ما را نظر به سوخته خرمن بود که کیست
حاجت به قصه نیست که در دل که خانه ساخت
کو خود عیان ز چاک دل من بود که کیست
چون پوشم آن حریف که همسایه را چو شمع
روشن ز روشنایی روزن بود که کیست
دشمن به طعنه گفت که اهلی ترا که سوخت؟
ظاهر هم از حکایت دشمن بود که کیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به محبوب خود اشاره میکند و از شناخت بینیاز آنان از یکدیگر سخن میگوید. او میگوید که عشق و ارتباط عمیق میان آنها به حدی روشن است که نیازی به توضیح نیست. شاعر از درد و سوختگی دل خود به خاطر جدایی میگوید و تأکید میکند که این احساسات عمیق و واضحند. او همزمان با اشاره به دشمنیهای اطراف، نشان میدهد که تلخی و درد ناشی از جدایی او را تحت تأثیر قرار داده است. در نهایت، شاعر میخواهد بگوید که عشق در درون او بهوضوح احساس میشود و نیازی به بیان ندارد.
هوش مصنوعی: عشق من، نیازی به گفتن نیست که چه کسی است؛ او مثل آفتاب بر همه چیز روشنایی میافکند و نیازی به معرفی ندارد.
هوش مصنوعی: افراد کوتاهنظر فقط به لحظات خوش زندگی توجه میکنند و از مشکلات و صدمات دور themselves خود را غافل میکنند. در حقیقت، آنها باید به ویرانیها و خرابیهای اطراف خود نیز بنگرند و متوجه شوند که چه کسانی در حال آسیب دیدن هستند.
هوش مصنوعی: نیازی به داستانسرایی نیست، زیرا آنچه در دل من است به وضوح آشکار است؛ درد و احساس من خود به خود میگوید که چه کسی درون من جای دارد.
هوش مصنوعی: وقتی که من آن دوست را بپوشانم، که همسایه را همچون شمعی روشن در روزن روشنایی میدهد، باید بدانم که او کیست.
هوش مصنوعی: دشمن به شوخی پرسید که چه کسی اهلی را سوزانده است؟ ظاهر سوال او هم نشان میدهد که او در حال نقلکردن داستانی درباره اهلی است و منظورش از آن شخص خاصی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.