تا دست بر اسباب سلامت نفشانی
از دامن خود گرد ملامت نفشانی
چون نقد روان میرود از دست تو ایدل
حیفست که بر آن قد و قامت نفشانی
زاهد مزن اینطعنه که در پای جوانان
سرمایه پیری بغرامت نفشانی
ای دیده مشو خیره بخورشید جمالش
تا هر طرفی اشک ندامت نفشانی
اهلی تو چنان سوخته گلخن عشقی
کاین گرد غم از خود بقیامت نفشانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با لحنی عاشقانه به توصیف عشق و زیبایی میپردازد و به مخاطب میگوید باید از اشک و غم خود بکاهد و به جای ملامت، محبت و زیبایی را پراکنده کند. او به جوانان اشاره میکند که نباید اجازه دهند از نقدهایی که به آنها میشود، آسیب ببینند. همچنین، از نگاه کردن به زیبایی معشوق به گونهای غم آلود پرهیز میکند و در نهایت به حالت سوختگی و عشقی درون خود اشاره میکند که باعث بروز غم و رنج شده است. این شعر پیامی از عشق واقعی و دوری از ندامت را منتقل میکند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که به وسیلههای سلامت و سعادت خود توجه داشته باشی، از زندگیات بیهوده گله و شکایت نکن.
هوش مصنوعی: زمانی که جوانی و زیبایی به سرعت از دست میرود، بسیار ناپسند است که تو با آن همه زیبایی و قامت زیبا، به آن افتخار کنی و آن را نادیده بگیری.
هوش مصنوعی: ای زاهد، به جوانان نگو که در سن جوانی نمیتوانند از زندگی لذت ببرند، چرا که خود تو در واقع با تجارب و درسهای زندگیات به آنها سرمایهای از پیری و تجربه میبخشی.
هوش مصنوعی: ای چشم، فریب زیبایی او را نخور و به آن خیره مشو؛ زیرا در این صورت، هر طرف که نگاه کنی، تنها حسرت و پشیمانی بر دل خواهد نشاند.
هوش مصنوعی: تو چنان در آتش عشق سوختهای که این غم و اندوهی که در دلت هست، تا قیامت از وجودت منتشر میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.