پیش تو هر که هست چو صورت خموش به
عیسی نفس تویی دگران چشم و گوش به
خواهد سبوی جسم چو سنگ اجل شکست
پس این سبو سفال سگ میفروش به
گر می چنان خوری که نگویند زهر باد
گر زهر میخوری بحقیقت ز نوش به
طوفان آب دیده جهان میکند خراب
گر دیک دل ز گریه نیارم بجوش به
اهلی ز وصف لاله رخان لب چه بسته یی
بلبل بهر صفت که بود در خروش به


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف یار و احوال عاشقانه میپردازد. او از زیبایی و تاثیر نفسی که معشوق دارد صحبت میکند و این زیبایی را برتر از هر چیز دیگر میداند. شاعر تأکید میکند که اگر این زیبایی از دست برود، تمام زیباییهای دیگر به مانند سفالی شکسته میشوند. او همچنین به تلخی میپردازد و بیان میکند که حتی اگر این تلخی به زهر مبدل شود، باید به شیرینی عشق ادامه داد. در نهایت، شاعر از احساسات بلبل در مواجهه با زیباییها و عشق میگوید و بیان میکند که وصف زیبایی معشوق چقدر دشوار است.
هوش مصنوعی: هر کس که در حضور تو است، مانند یک تصویر بیصدا به نظر میرسد؛ تو همانند عیسی، جان و روح آنها هستی و دیگران فقط تماشاچیان خاموشی هستند.
هوش مصنوعی: اگر عمر انسان به پایان برسد و جسمش مانند سنگی که بر اثر ضربه میشکند، از بین برود، پس این جسم ناپایدار باید به گونهای بیارزش تلقی شود.
هوش مصنوعی: اگر به قدری از می بنوشی که به تو نگویند زهر است، اگر هم زهر مینوشی، در واقع از نوشیدن بهرهمند شدهای.
هوش مصنوعی: طوفان آشفتهای که از درد دلهای شکست خورده به وجود میآید، میتواند جهان را ویران کند. اگر دل من از اشک و اندوه لبریز نشود، از این طوفان نجات پیدا میکنم.
هوش مصنوعی: بلبل که در حال نغمهسرایی است، به زیبایی و لطف لالهروان اشاره میکند و از آن میگوید که هوس توصیف آنها را به دل پرشور خود میپروراند، اما نمیتواند به راحتی این احساسات را بیان کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.