ای با سگت فرشته دم از بندگی زده
تنها نه او که هرکه دم از زندگی زده
پیش رخ تو گل نشکفت بلکه باغ
آتش بنو بهار ز شرمنگی زده
مه با تو بر نیاید از آنرو هلال شد
یعنی که حلقه بر در درماندگی زده
در کوی عشق افسر جم باد می برد
خرم کسی که لاف سر افکندگی زده
اهلی تو کیستی که در محرمی زنی
در حضرتی که کعبه در بندگی زده


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و ذاتی عشق میپردازد و از حقایق رقیق آن سخن میگوید. او اشاره میکند که عشق همچون باغی است که پیش چهره معشوق میروید و نه فقط گل، بلکه بهار را به ارمغان میآورد. همچنین، او از حالتی میگوید که در آن مه نمیتواند با معشوق برابری کند و خود را در برابر زیبایی او ناتوان میبیند. عشق را به افسانهای میسازد که با خوشحالی در آن سر افراشته میشود، و در نهایت از هویت خود در این فضا سوال میکند و به فضیلت بندگی در عشق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ای کسی که با سگت از تعلقات صحبت میکنی، بدان که تنها تو نیستی؛ هر کسی که از زندگی سخن بگوید، به نوعی بندگی را تجربه کرده است.
هوش مصنوعی: در حضور تو، گلی نمیروید و تنها باغ آتش بر پا شده است، چرا که شرم مانع از شکفتن آن شده است.
هوش مصنوعی: ماه با تو همراهی نمیکند و به همین خاطر هلال شده است، زیرا که به نشانهی درماندگی و نیاز، در به در به دنبال راهی میگردد.
هوش مصنوعی: در محله عشق، داوودی که در دلش شادابی وجود دارد، با خوشحالی و سرزندگی به راه میرود. او کسی است که به موقعیتی بلند و والایی دست یافته و خود را از غم و افسردگی رها کرده است.
هوش مصنوعی: اهل کجایی که در مکانی مقدس، در جایی که کعبه خود را در بندگی قرار داده، به مراتب بالاتر اشاره میکنی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.